.::ما همه آفتابگردانیم::.
...سلام
یه کنکور باحالی دادم که نگو...شبش تا ساعت4صبح داشتیم (من و پسر عموم)فیلم نگاه می کردیم...بعد تا ساعت هم خواب بودیم...کلا حالی به حولی بود...این همه را رفتم ماهشهر فقط یه بیسکویت دادن نامردا یه آبمیوه می ذاشتین روش...ولی خداییش امیدوار شدیم همه...ما که نخونده و برا مسخره بازی(!!!)رفتیم کنکور دادیم...به نسبت خوب دادیم کنکور رو...یه بنده خدایی بود از سال 72تاحالا میومد کنکور بده...هنوز قبول نشده بود...همه اونجا می شناختنش دیگه:دیآها...یه فیلم دیدم...اسمش هات چیک بود...هرچند کمی تا قسمتی ابری بود ولی از خنده دل درد گرفته بودیم همه...معدل نوزده و نود صدم یعنی چی؟کسی می تونه این رو ترجمه کنه؟مگه دبستانه:دی
-------------
برزیل هم که گند زد رفت...اینا هم شده بودن مث ایران...یه علی دایی داشتن به اسم رونالدو...یه علی کریمی به نام رونالدینهو مربی شون هم که مث برانکو محافظه کار بود و تعویض های الکی...و از الان باید بگیم برزیل آبادانته!!!...ولی خوب حالا ایتالیاست که می تازد من فقط به خاطر گتوزو طرفدارشم فقط!...برد ایتالیا مقابل آلمان خیلی حال داد خیلییییی
-------------
لبخند مارا دونا و گریه های خدا
-------------
اون لینک پست قبلی عکسش نمیومد ولی این فکر کنم بیاد کلیک کنید
خدا رو شکر این یکی دو ماه بیشتر اینجا نیس ولی خوب خیلی حال می ده...لازم نیست حتما باید پشت میز بشینی هرجا که هستی باشی کامپیوتر در کنار توست!!! ولی یکی دو ماه دیگه میدیمش خواهرم...منم از اینا می خواااااااااااام
-------------
خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت:"یادت می آید تو را با دوبال و دو پا آفریده بودم؟زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم، بال هایت را کجا جا گذاشتی؟
انسان دست بر شانه هایش گراشت و جای خالی چیزی را احساس کرد.آن وقت رو به خدا کرد و گریست.
-------------
آآآی ملت من تهدید شدم...حالا چی بوده بماند...من می ترسم:(...این یه تهدید بده...چه یهویی هم!!!...من طاقتشو ندارم...نه نه نه
-------------
اصلا کی گفته زندگی یعنی شب نو، روز نو، اندیشه ی نو! زندگی یعنی کهنگی من و تو! یعنی مردگی! زندگی یعنی تکرار یک مکرر!
چیه قبول نداری؟!خوب، پس زندگی یعنی مد نو، آپارتمان نو، ماشین نو! زندگی یعنی امروز با دوستت چهارساعت پای ماهواره فیلم ببینی! چرا اخم می کنی؟دروغ که نگفتم؟! راستی این دور و تسلسل تا کی؟!! فکر می کنی چرا آدم ها باید صبح زود با عجله از خواب بیدار بشن، صبحانه بخورن، سوار ماشین بشن، بچه ها شون رو سر راه به مهدکودک تحویل بدن، توی اداره کارت بزنن یا توی مغازه مشغول به کار باشن و عصر با خستگی تمام توی ترافیک برگردن، شام بخورن و پای تلویزیون، ویدیو یا ماهواره خوابشون ببره!؟ در این میان تکلیف روزهای تعطیل هم معلومه دیگه...
یا میهمانی دوست و فامیل، یا بیرون شهر یا تا آفتاب بره وسط وسط آسمون خواب و بعد از آنها هم بچه هاشون همون کارها رو تکرار می کنن. انگار همیشه برای یک سری کارهای یکسان کوکشان کرده اند.مثل رباتها!
وای که این انسان چقدر تکراری است! نه؟
ناراحت نشو! البته جور دیگری هم می شه فکر کرد.بله! همه ی دنیا هر روز در حال پیشرفت و تجدد است این آدم ها هر روز در ظاهر در حال نو شدن هستند و تو می توانی به زرق و برق مغازه های لوکس و اجناس شیک آنها، به انواع ماشین های جدید توی بورس و انواع پارچه های رنگارنگ و ... دلت را خوش کنی و فکر کنی زندگی چقدر زیباست!ا
می تونی چشماتو ببندی و به هیچ چیز فکر نکنی. مثل خیلی از آدم های دیگه که چشم هاشون رو نبسته اند ظاهرا اما همیشه یک طرف دیگه رو نگاه می کنند و به اصطلاح همیشه در کوچه ی علی چپ اند! یعنی که ما ندیدیم!ا
عده ای پنبه در گوشهاشون می گذارند تا صدایی نشنوند و یک عده دیگراحتیاج به پنبه ندارند اصلا گوششان به حرف کسی بدهکار نیست!ا
یک عده هنرشان جنباندن دهانشان است و نه دست و پاهایشان و عده ای دیگر هم برای دهانشان زیپ دوخته اند نکند فکشان خسته شود و بعضی فقط وقتی پای منافعشان در میان است دهانشان باز می شود!ا
:اما
خدا نکند به قلب کسی مهر "باطل شد" بخورد(مهر ختام*)! آن هم نه یکبار، قلب که قفل خورد دیگر کاری از چشم و گوش بر نمی آید و آن وقت به آن ها خطاب مب رسد وای بر غافلان که برای آنها قلب هایی است که با آن نمی اندیشند و چشمی که با آن نمی بینند و گوشی که با آن نمی شنوند!**ا
سوره ی بقره، آیه ی 7*
سوره ی اعراف، آیه ی 179**
-------------
این متن آخر خطاب به فرد خاصی نیست و کلی نوشته شده
یه کنکور باحالی دادم که نگو...شبش تا ساعت4صبح داشتیم (من و پسر عموم)فیلم نگاه می کردیم...بعد تا ساعت هم خواب بودیم...کلا حالی به حولی بود...این همه را رفتم ماهشهر فقط یه بیسکویت دادن نامردا یه آبمیوه می ذاشتین روش...ولی خداییش امیدوار شدیم همه...ما که نخونده و برا مسخره بازی(!!!)رفتیم کنکور دادیم...به نسبت خوب دادیم کنکور رو...یه بنده خدایی بود از سال 72تاحالا میومد کنکور بده...هنوز قبول نشده بود...همه اونجا می شناختنش دیگه:دیآها...یه فیلم دیدم...اسمش هات چیک بود...هرچند کمی تا قسمتی ابری بود ولی از خنده دل درد گرفته بودیم همه...معدل نوزده و نود صدم یعنی چی؟کسی می تونه این رو ترجمه کنه؟مگه دبستانه:دی
-------------
برزیل هم که گند زد رفت...اینا هم شده بودن مث ایران...یه علی دایی داشتن به اسم رونالدو...یه علی کریمی به نام رونالدینهو مربی شون هم که مث برانکو محافظه کار بود و تعویض های الکی...و از الان باید بگیم برزیل آبادانته!!!...ولی خوب حالا ایتالیاست که می تازد من فقط به خاطر گتوزو طرفدارشم فقط!...برد ایتالیا مقابل آلمان خیلی حال داد خیلییییی
-------------
لبخند مارا دونا و گریه های خدا
-------------
اون لینک پست قبلی عکسش نمیومد ولی این فکر کنم بیاد کلیک کنید
خدا رو شکر این یکی دو ماه بیشتر اینجا نیس ولی خوب خیلی حال می ده...لازم نیست حتما باید پشت میز بشینی هرجا که هستی باشی کامپیوتر در کنار توست!!! ولی یکی دو ماه دیگه میدیمش خواهرم...منم از اینا می خواااااااااااام
-------------
خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت:"یادت می آید تو را با دوبال و دو پا آفریده بودم؟زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم، بال هایت را کجا جا گذاشتی؟
انسان دست بر شانه هایش گراشت و جای خالی چیزی را احساس کرد.آن وقت رو به خدا کرد و گریست.
-------------
آآآی ملت من تهدید شدم...حالا چی بوده بماند...من می ترسم:(...این یه تهدید بده...چه یهویی هم!!!...من طاقتشو ندارم...نه نه نه
-------------
اصلا کی گفته زندگی یعنی شب نو، روز نو، اندیشه ی نو! زندگی یعنی کهنگی من و تو! یعنی مردگی! زندگی یعنی تکرار یک مکرر!
چیه قبول نداری؟!خوب، پس زندگی یعنی مد نو، آپارتمان نو، ماشین نو! زندگی یعنی امروز با دوستت چهارساعت پای ماهواره فیلم ببینی! چرا اخم می کنی؟دروغ که نگفتم؟! راستی این دور و تسلسل تا کی؟!! فکر می کنی چرا آدم ها باید صبح زود با عجله از خواب بیدار بشن، صبحانه بخورن، سوار ماشین بشن، بچه ها شون رو سر راه به مهدکودک تحویل بدن، توی اداره کارت بزنن یا توی مغازه مشغول به کار باشن و عصر با خستگی تمام توی ترافیک برگردن، شام بخورن و پای تلویزیون، ویدیو یا ماهواره خوابشون ببره!؟ در این میان تکلیف روزهای تعطیل هم معلومه دیگه...
یا میهمانی دوست و فامیل، یا بیرون شهر یا تا آفتاب بره وسط وسط آسمون خواب و بعد از آنها هم بچه هاشون همون کارها رو تکرار می کنن. انگار همیشه برای یک سری کارهای یکسان کوکشان کرده اند.مثل رباتها!
وای که این انسان چقدر تکراری است! نه؟
ناراحت نشو! البته جور دیگری هم می شه فکر کرد.بله! همه ی دنیا هر روز در حال پیشرفت و تجدد است این آدم ها هر روز در ظاهر در حال نو شدن هستند و تو می توانی به زرق و برق مغازه های لوکس و اجناس شیک آنها، به انواع ماشین های جدید توی بورس و انواع پارچه های رنگارنگ و ... دلت را خوش کنی و فکر کنی زندگی چقدر زیباست!ا
می تونی چشماتو ببندی و به هیچ چیز فکر نکنی. مثل خیلی از آدم های دیگه که چشم هاشون رو نبسته اند ظاهرا اما همیشه یک طرف دیگه رو نگاه می کنند و به اصطلاح همیشه در کوچه ی علی چپ اند! یعنی که ما ندیدیم!ا
عده ای پنبه در گوشهاشون می گذارند تا صدایی نشنوند و یک عده دیگراحتیاج به پنبه ندارند اصلا گوششان به حرف کسی بدهکار نیست!ا
یک عده هنرشان جنباندن دهانشان است و نه دست و پاهایشان و عده ای دیگر هم برای دهانشان زیپ دوخته اند نکند فکشان خسته شود و بعضی فقط وقتی پای منافعشان در میان است دهانشان باز می شود!ا
:اما
خدا نکند به قلب کسی مهر "باطل شد" بخورد(مهر ختام*)! آن هم نه یکبار، قلب که قفل خورد دیگر کاری از چشم و گوش بر نمی آید و آن وقت به آن ها خطاب مب رسد وای بر غافلان که برای آنها قلب هایی است که با آن نمی اندیشند و چشمی که با آن نمی بینند و گوشی که با آن نمی شنوند!**ا
سوره ی بقره، آیه ی 7*
سوره ی اعراف، آیه ی 179**
-------------
این متن آخر خطاب به فرد خاصی نیست و کلی نوشته شده