چهارشنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۵

.::!زندگی،با توقف::.

از کنار هم می گذشتیم/بی هیچ حرفی/ظاهرا/ابتدا سالها من سواره تو پیاده/مدتی هر دو پیاده/موازی/در خلاف جهت/می گذشتیم/گاهی نگاه بود ولی حرفی نبود/یکبار در یک سو گذشتیم/شاید می شد دوبار شود/از عرض جاده/من زودتر گذشتم/و نماندم/باز گذشتیم/در خلاف جهت/سالها/تو سواره من پیاده/زمان گذشت/چندباری از توی شیشه گذشت/البته افکار و نگاه ها/نشستیم/دور از هم/شاید تو دیدی ولی من نه/خواستی باز هم بگذری/در آینه فکرها و نگاه ها غوغا شد/گذشتی/شنیدم می توانی با خط1094 بگذری/به دور دست ها/گذشتی؟/من ایستاده ام/تصمیم به گذشتن ندارم/خسته شده ام از این همه گذر/برو/هرچند اگر نگویم هم می روی/من ایستاده ام/س
----------
یادم نیست کی یکی شدیم/تو یادت هست؟/ار آنجا که به یادمی آورم می گویم/بالا رفتیم/سال ها/یکی می شدیم/سالها می گذشت/ما به یکی شدن ادامه دادیم/بزرگ شدیم/اولین جرقه ی تردید زده شد/چرا یکی شویم؟/اما باز هم یکی شدیم/ناراحت بودی/باز هم یکی شدیم/قول دادیم یکی نشویم/باز هم یکی شدیم/دو نفر واقعا یکی شدند/باز یکی شدیم/یکی نشدیم/تردید به واقعیت تبدیل شد/گفتی یکی نباشیم/گفتم قبول/ماه ها گذشت/خواستی بگویی یکی شویم/من اما قبول نکردم/جدا شدیم/چرا یکی شویم؟/دلیلی نیست/من یکی/تو یکی/شاید رها شدیم/از این یکی شدن/س
----------
و اما شما/از کنار هم می گذریم/در کنار هم می ایستیم/یکی می شویم/اما همه به ظاهر/چرا دروغ بگویم/نبودیم/هیچ وقت/نمی خواهم این بودن را/گذشتن، ایستادن،یکی شدن را/در حالی که فکرها در آینه ها بازتاب می شود/حرف ها در شیشه ها حبس/بگذارید یکی بایستم/حال که خود نمی ایستید/ س
----------
حیف تو نیست؟با این همه استعداد؟/کدوم استعداد/بابا تو کلی کار بلدی/به این می گن استعداد؟/پس به چی می گن؟/ول کن بابا دلت خوشه/تو که خیلی به این کارا علاقه داشتی/علاقه؟نه علاقه نیس ولی می تونم انجام بدم/خوب همین استعداده دیگه/چه باشه چه نباشه فعلا کرکره مخ پایین ه/راستی از کی تا حالا چشات آبی و سبز و قرمز شده؟/از وقتی.../س
----------
ذهنم آشفته است/چند سؤال بی جواب/چند تصمیم نگرفته/هزار حرف نگفته/شاید وقتی دیگر/هر چه با پا روی محتویات ذهنم فشار می دهم تا فشرده شوند /نمی شود/دیگر جا ندارد/هنگ کرده است/س
----------
نکته: "یکی شدن" متن دوم با "یکی شدن" متن سوم متفاوت است