.::وقتی نردبان شکست::.
درها رو می بنده، پنجره ها رو هم. درزها رو می گیره روزنه ها رو هم...اون همیشه اونجاست...آماده است...منتظره...س
تند و گستاخ و بی مهابا میاد طرفت...چه اومدنی...با اشوه و ناز...پیدات می کنه...می ایسته جلوت...دستاش رو حلقه می کنه دور گردنت...جستی می زنه و پاهاش رو قلاب می کنه دور کمرت...و...ممم..و...و...اه...س
سوی من چه لب می گزی که مگوی
لــــــــــب لعــــلی گزیده ام که مپرس
مواظب بودی یا نه؟...او شیطان بود...روحت را آرام آرام می مکید!س
----------
پ ن 1: وقتی حافظ هم در مقابل کارات کم میاره!!! :س
گفتمش زلف به خون که شکســـتی گفتا
حافظ این قصه دراز است بقرآن که مپرس
پ ن 2: قیافم رو بعد 3ماه عوض کردم...هنوز بش عادت نکردم!س
تند و گستاخ و بی مهابا میاد طرفت...چه اومدنی...با اشوه و ناز...پیدات می کنه...می ایسته جلوت...دستاش رو حلقه می کنه دور گردنت...جستی می زنه و پاهاش رو قلاب می کنه دور کمرت...و...ممم..و...و...اه...س
سوی من چه لب می گزی که مگوی
لــــــــــب لعــــلی گزیده ام که مپرس
مواظب بودی یا نه؟...او شیطان بود...روحت را آرام آرام می مکید!س
----------
پ ن 1: وقتی حافظ هم در مقابل کارات کم میاره!!! :س
گفتمش زلف به خون که شکســـتی گفتا
حافظ این قصه دراز است بقرآن که مپرس
پ ن 2: قیافم رو بعد 3ماه عوض کردم...هنوز بش عادت نکردم!س