.::اون گربه رو بگیر خفش کن::.
...سلام
----------
کلی نگرانی...برای دو سه نفر...س
از یه طرف همونی که تو این پست گفتم نگرانشیم دیگه واقعا اوضاعش وخیم یا شایدم ضخیم! شده...حتی دبیرهامون هم میریزن به هم به خاطر این...حیفه حیفه حیفه(به صورت داد بخونید)س
***
از یه طرف دیگه خواستن مچمون رو بگیرن...فهمیدن اشتباه کردن...چون اتحادمون رو نگه داشتیم...همه...ولی بعدش...حالا دیگه می خوان زهرشون رو بریزن...آخه آدم چقدر کوته فکر باشه که...س
***
حذف شد...متنی به اندازه ی یه پست کامل...اعصاب نداشتم همینجوری نوشتم و نوشتم بعد هم پست کردم...رفتم حموم آب که ریخت رو سرم احساس کردم از سرم بخار بلند شد...آروم شدم...برگشتم اینا رو پاک کردم...س
----------
در مورد پست قبل:س
ببینید...من نگفتم شیطون اختیار داره...نه...وقتی می گم داره در و پنجره ها رو می بنده، تو می تونی بری...وقتی میاد طرفت، می تونی بری...وقتی می ایسته جلوت، می تونی بری...وقتی به سر و کولت آویزون می شه، اگه هنوز بش اجازه دادی تا این مرحله می تونی بندازیش پایین...و در آخر...من نگفتم کار آخر رو اون می کنه...نه...اون نمی تونه...شعر رو بخون تا بفهمی که گفتم ما این کار رو می کنیم...بعدشم...این "ممم...و...و..واه" صدا نیست!...اینا تعلل نویسنده است که بگه چی کار کرده یا نه
----------
بعد کلی یه فوتبال بازی کردیم که از دیروز تا حالا تموم بدنمون درده!س
----------
پ ن 1و2: حذف شد
پ ن3: خیلی متن کمم ملاتی بود نه؟...راستش اصلا نمی خواستم به روز کنم...یعنی موضوع اصلیم همون چیزایی بود که پاک کردم...ولی راستش...تا همین جاش کار ناخواسته یا ناکرده ی من داره باعث دردسر یه نفر می شه...نمی خوام دیگه بیشتر از این اذیت بشه...س
----------
کلی نگرانی...برای دو سه نفر...س
از یه طرف همونی که تو این پست گفتم نگرانشیم دیگه واقعا اوضاعش وخیم یا شایدم ضخیم! شده...حتی دبیرهامون هم میریزن به هم به خاطر این...حیفه حیفه حیفه(به صورت داد بخونید)س
***
از یه طرف دیگه خواستن مچمون رو بگیرن...فهمیدن اشتباه کردن...چون اتحادمون رو نگه داشتیم...همه...ولی بعدش...حالا دیگه می خوان زهرشون رو بریزن...آخه آدم چقدر کوته فکر باشه که...س
***
حذف شد...متنی به اندازه ی یه پست کامل...اعصاب نداشتم همینجوری نوشتم و نوشتم بعد هم پست کردم...رفتم حموم آب که ریخت رو سرم احساس کردم از سرم بخار بلند شد...آروم شدم...برگشتم اینا رو پاک کردم...س
----------
در مورد پست قبل:س
ببینید...من نگفتم شیطون اختیار داره...نه...وقتی می گم داره در و پنجره ها رو می بنده، تو می تونی بری...وقتی میاد طرفت، می تونی بری...وقتی می ایسته جلوت، می تونی بری...وقتی به سر و کولت آویزون می شه، اگه هنوز بش اجازه دادی تا این مرحله می تونی بندازیش پایین...و در آخر...من نگفتم کار آخر رو اون می کنه...نه...اون نمی تونه...شعر رو بخون تا بفهمی که گفتم ما این کار رو می کنیم...بعدشم...این "ممم...و...و..واه" صدا نیست!...اینا تعلل نویسنده است که بگه چی کار کرده یا نه
----------
بعد کلی یه فوتبال بازی کردیم که از دیروز تا حالا تموم بدنمون درده!س
----------
پ ن 1و2: حذف شد
پ ن3: خیلی متن کمم ملاتی بود نه؟...راستش اصلا نمی خواستم به روز کنم...یعنی موضوع اصلیم همون چیزایی بود که پاک کردم...ولی راستش...تا همین جاش کار ناخواسته یا ناکرده ی من داره باعث دردسر یه نفر می شه...نمی خوام دیگه بیشتر از این اذیت بشه...س