.::شیشه خرده::.
...سلام
خوب...سعی می کنم در مورد یک چیز بنویسم این دفعه...ولی خوب شاید یه دفعه حال کردم چیزای دیگه هم نوشتم!س
----------
جناب رئیس جمهور محبوب خدمتگزار!!!س
راه قدس از هولوکاست نمی گذرد!س
می خواستی بگی توی کشورهای غربی (هم) آزادی بیان نیست؟ درست، نشون دادی چون یکی یکی شون رو دارن محاکمه می کنن...ولی...س
چرا باید این همایش به صورت دولتی و از طرف مرکز تحقیقات وزارت خارجه و در سالن وزارت خارجه و با حضور وزیر خارجه صورت بگیره؟
اصلا به پیامدهایی که داشته توجه کردین؟
بعضی از کسایی که شما دعوت کرده بودین نئونازی بودن نه حقیقت طلب
و از دیدگاه دیگه...هم شخص شما و هم ما ایرانی ها در غرب نئونازی خونده می شیم...چرا؟...چون این اجلاس یه اجلاس کاملا دولتی بود...در صورتی که اگه یکم هوشیاری به خرج می دادین این همایش رو از طرف یک
ترتیب می دادین حداقل انگ نئونازی بودن رو نمی خوردیمNGO
شما یک لقمه ی چرب و نرم تبلیغاتی گذاشتین تو کاسه ی رسانه های غربی که خودشون همینجوری بر ضد ما کار می کنن و چهره ی ایران رو بد نشون می دن...حالا با ربط دادن نئونازی بودن ایران و بمب هسته ای خیلی کارها می تونن بکنن جناب پرزیدنت!س
تا حالا به سایت های خبری و پژوهشی یا نه اصلا یکی از وبلاگ های خبرنگارهای اونور سر زدین؟
برای مثال این یکی از نوچه های اوریانا فالاچی ه
حالا بگذریم...س
مرکز تحقیقات وزارت خارجه هم از همکاری با خیلی از مراکز تحقیقاتی بزرگ دنیا محروم شد!س
خوب اینم یه سوتی روی بقیه ی سوتی ها
یه سؤال دارم...مگه دارندگان سات و وبلاگ خر سرشون رو گاز گرفته که بیان سایتشون رو با این مقررات ثبت کنن؟...اگه ثبت نکنیم چی می شه مثلا؟...تازه اگه ثبت کنیم که قبل از اینکه این اطلاعات به شما برسه می ره آمریکا و تو دست فرماندار نیوجرسی قرار می گیره که...همینجوری تصمیم نگیرین...تا وقتی که هاست توی ایران نداریم همچین کاری غیر ممکنه...واسه اطلاع از سوتی ها و خطرهای این کار اینجا رو بخونید
خوب بازم بگذریم!س
اومدی خوزستان
چند تا از چیزایی که گفتی خوب بود...مثل تاسیس دانشگاه صنعتی...لغو مصوبه ی شورای امنیت ملی مبنی بر عدم سرمایه گذاری های بزرگ در خوزستان...ولی...س
یه چیز گفتی...مردم هم تنشون داغ بود نفهمیدن...اضافه شدن مناطق شهری آبادان و خرمشهر به منطقه ی آزاد...بابا با اعلام شدن منطقه ی آزاد خونه و زمین و اجاره خونه کلی گرون شد...حالا که مناطق شهری هم اضافه شده دیگه واویلا...اون مردم بدبخت هم نفهمیدن داره چی می شه هی هورا می کشیدن(به قول حاجی عمو پورنگ(!) : دست،جیغ،هورا )...فردا که اجاره خونشون چند برابر شد می فهمن...البته واسه اونایی که خونه و زمین داشتن که بد نشد...س
یکی از اثرات دیگه اش اینه که نفس منطقه آزاد رو می گیره این کار...چرا؟ چون تا قبل از این فقط دهکده ی بریم منطقه ی مسکونی بود توی محدوده ی منطقه آزاد و به همین خاطر سریع داشتن بهش می رسیدن و راست و ریستش می کردن...ولی الان چه جوری به بافت قدیمی شهر دست بزنه هان؟ کار فرهنگ سازی که داشت توی دهکده ی بریم انجام می داد هم احتمالا ناتموم می مونه چون باید بودجه ی بیشتری بدن که تمام شهر رو پوشش بده که اونم با اون کیفیتی که داشت پیش می رفت نمی تونه بشه
یه چیز جالب...اول سخنرانیش مثل نازی(توی باغ مظفر) وقتی مظفر رو نرم می کنه...هی به مردم می گه مردم خوب گل عزیز من خاک پاتون من مخلص شما فداکار و از اینا...مردم هم کلی کیفول می شن...س
در صورتی که جناب احمدی نژاد مسئول اجرایی ه و باید ازش بازخواست کرد و طلب بشه...ولی خوب چون ما بین مسئولین و مردممون پیوند عاطفی و مهرورزی هست اینجوری می شه دیگه!س
یه نکته: زمین ورزشگاه تختی آبادان که از تابستون داشتن روش کار می کردن و میلیون ها خرجش شده بود...تازه زیر کشت بود...مجبور شدن برای جلوگیری از وارد شدن فشار زیاد به تاسیسات زیر زمین خاک و شن بریزن روش...دوباره برگشتیم سر خونه ی اول!س
دومین نکته: جناب نماینده ی محترم آبادان یعنی چی هی می گی من جزء پنج نماینده ی حامی احمدی نژاد بودم توی انتخابات، که چی؟ زشته جلوی این همه جمعیت هی پاچه خواری استاندار رو بکنی!س
جناب جزایری هم که یک غلو حسابی کرد...دوست داشتن احمدی نژاد برابر دوست داشتن امام زمان است!!! خو آخه چرا پای امام زمان رو وسط این چیزا می کشین
----------
یکی از دبیرا من رو تهدید به ضرب و شتم کرد!!!س
سر جلسه اومد بالا سرم گفت: می خونی یا من اشتباه فکر می کنم که نمی خونی؟
با پررویی تمام گفتم: نه آقا شما درست فکر می کنین!س
گفت: (حرکت دست هم داشت این تیکه) دلم می خواد همچین بزنم تو گوش ت که از توش آتیش در بیاد!!! که تو یکی چرا نمی خونی
منم هرهرهرهر خندیدم :دی
----------
از اعدام صدام هم زیاد خوشحال نشدم...چون با مرگش خیلی چیزا ناگفته موند...به خاطر خیلی جنایت هاش محاکمه نشد...این نوع اعدام به نظر من واسه اون کم بود...تازه دوست داشتم با همون قیافه ی بعثی اعدام بشه نه با این قیافه...بازم امریکا کار خودش رو کرد...این قذافی هم که خله توی لیبی سه روز عزای عمومی اعلام کرده!...الجزیره و العربیه هم که دارن مظلوم نمایی می کنن و ربط می دن به ایران و دری وری گوویی درباره ی ایران...سکوت و ناراحتی شیخ های کشورهای عربی هم واسه این ه که می فهمن یه روز که مث صدام مهره ی سوخته بشن همین بلا سرشون میاد
----------
واسه اینکه یکم مشغول بشین، متن پایین حواسم نبود کیبورد انگلیسیه نوشتم...بشین ببین چی نوشتم!س
f,nl lkjzv rnlhj cdv fhv,k jh ;i fdhd \h fbhvd j, ngl Hv,l
----------
من گفتم چشام تر شد ولی اون ضربه ی آخر بود...می شه گفت روزهای سختی واسه همه مون بود...آسمون کلاسمون (که خدا رو شکر برگشت) از یه طرف...جریان مدرسه از یه طرف...اذیت شدن اون از یه طرف...کار آخرش دیگه ضربه ی آخر بود
----------
خوب...سعی می کنم در مورد یک چیز بنویسم این دفعه...ولی خوب شاید یه دفعه حال کردم چیزای دیگه هم نوشتم!س
----------
جناب رئیس جمهور محبوب خدمتگزار!!!س
راه قدس از هولوکاست نمی گذرد!س
می خواستی بگی توی کشورهای غربی (هم) آزادی بیان نیست؟ درست، نشون دادی چون یکی یکی شون رو دارن محاکمه می کنن...ولی...س
چرا باید این همایش به صورت دولتی و از طرف مرکز تحقیقات وزارت خارجه و در سالن وزارت خارجه و با حضور وزیر خارجه صورت بگیره؟
اصلا به پیامدهایی که داشته توجه کردین؟
بعضی از کسایی که شما دعوت کرده بودین نئونازی بودن نه حقیقت طلب
و از دیدگاه دیگه...هم شخص شما و هم ما ایرانی ها در غرب نئونازی خونده می شیم...چرا؟...چون این اجلاس یه اجلاس کاملا دولتی بود...در صورتی که اگه یکم هوشیاری به خرج می دادین این همایش رو از طرف یک
ترتیب می دادین حداقل انگ نئونازی بودن رو نمی خوردیمNGO
شما یک لقمه ی چرب و نرم تبلیغاتی گذاشتین تو کاسه ی رسانه های غربی که خودشون همینجوری بر ضد ما کار می کنن و چهره ی ایران رو بد نشون می دن...حالا با ربط دادن نئونازی بودن ایران و بمب هسته ای خیلی کارها می تونن بکنن جناب پرزیدنت!س
تا حالا به سایت های خبری و پژوهشی یا نه اصلا یکی از وبلاگ های خبرنگارهای اونور سر زدین؟
برای مثال این یکی از نوچه های اوریانا فالاچی ه
حالا بگذریم...س
مرکز تحقیقات وزارت خارجه هم از همکاری با خیلی از مراکز تحقیقاتی بزرگ دنیا محروم شد!س
خوب اینم یه سوتی روی بقیه ی سوتی ها
یه سؤال دارم...مگه دارندگان سات و وبلاگ خر سرشون رو گاز گرفته که بیان سایتشون رو با این مقررات ثبت کنن؟...اگه ثبت نکنیم چی می شه مثلا؟...تازه اگه ثبت کنیم که قبل از اینکه این اطلاعات به شما برسه می ره آمریکا و تو دست فرماندار نیوجرسی قرار می گیره که...همینجوری تصمیم نگیرین...تا وقتی که هاست توی ایران نداریم همچین کاری غیر ممکنه...واسه اطلاع از سوتی ها و خطرهای این کار اینجا رو بخونید
خوب بازم بگذریم!س
اومدی خوزستان
چند تا از چیزایی که گفتی خوب بود...مثل تاسیس دانشگاه صنعتی...لغو مصوبه ی شورای امنیت ملی مبنی بر عدم سرمایه گذاری های بزرگ در خوزستان...ولی...س
یه چیز گفتی...مردم هم تنشون داغ بود نفهمیدن...اضافه شدن مناطق شهری آبادان و خرمشهر به منطقه ی آزاد...بابا با اعلام شدن منطقه ی آزاد خونه و زمین و اجاره خونه کلی گرون شد...حالا که مناطق شهری هم اضافه شده دیگه واویلا...اون مردم بدبخت هم نفهمیدن داره چی می شه هی هورا می کشیدن(به قول حاجی عمو پورنگ(!) : دست،جیغ،هورا )...فردا که اجاره خونشون چند برابر شد می فهمن...البته واسه اونایی که خونه و زمین داشتن که بد نشد...س
یکی از اثرات دیگه اش اینه که نفس منطقه آزاد رو می گیره این کار...چرا؟ چون تا قبل از این فقط دهکده ی بریم منطقه ی مسکونی بود توی محدوده ی منطقه آزاد و به همین خاطر سریع داشتن بهش می رسیدن و راست و ریستش می کردن...ولی الان چه جوری به بافت قدیمی شهر دست بزنه هان؟ کار فرهنگ سازی که داشت توی دهکده ی بریم انجام می داد هم احتمالا ناتموم می مونه چون باید بودجه ی بیشتری بدن که تمام شهر رو پوشش بده که اونم با اون کیفیتی که داشت پیش می رفت نمی تونه بشه
یه چیز جالب...اول سخنرانیش مثل نازی(توی باغ مظفر) وقتی مظفر رو نرم می کنه...هی به مردم می گه مردم خوب گل عزیز من خاک پاتون من مخلص شما فداکار و از اینا...مردم هم کلی کیفول می شن...س
در صورتی که جناب احمدی نژاد مسئول اجرایی ه و باید ازش بازخواست کرد و طلب بشه...ولی خوب چون ما بین مسئولین و مردممون پیوند عاطفی و مهرورزی هست اینجوری می شه دیگه!س
یه نکته: زمین ورزشگاه تختی آبادان که از تابستون داشتن روش کار می کردن و میلیون ها خرجش شده بود...تازه زیر کشت بود...مجبور شدن برای جلوگیری از وارد شدن فشار زیاد به تاسیسات زیر زمین خاک و شن بریزن روش...دوباره برگشتیم سر خونه ی اول!س
دومین نکته: جناب نماینده ی محترم آبادان یعنی چی هی می گی من جزء پنج نماینده ی حامی احمدی نژاد بودم توی انتخابات، که چی؟ زشته جلوی این همه جمعیت هی پاچه خواری استاندار رو بکنی!س
جناب جزایری هم که یک غلو حسابی کرد...دوست داشتن احمدی نژاد برابر دوست داشتن امام زمان است!!! خو آخه چرا پای امام زمان رو وسط این چیزا می کشین
----------
یکی از دبیرا من رو تهدید به ضرب و شتم کرد!!!س
سر جلسه اومد بالا سرم گفت: می خونی یا من اشتباه فکر می کنم که نمی خونی؟
با پررویی تمام گفتم: نه آقا شما درست فکر می کنین!س
گفت: (حرکت دست هم داشت این تیکه) دلم می خواد همچین بزنم تو گوش ت که از توش آتیش در بیاد!!! که تو یکی چرا نمی خونی
منم هرهرهرهر خندیدم :دی
----------
از اعدام صدام هم زیاد خوشحال نشدم...چون با مرگش خیلی چیزا ناگفته موند...به خاطر خیلی جنایت هاش محاکمه نشد...این نوع اعدام به نظر من واسه اون کم بود...تازه دوست داشتم با همون قیافه ی بعثی اعدام بشه نه با این قیافه...بازم امریکا کار خودش رو کرد...این قذافی هم که خله توی لیبی سه روز عزای عمومی اعلام کرده!...الجزیره و العربیه هم که دارن مظلوم نمایی می کنن و ربط می دن به ایران و دری وری گوویی درباره ی ایران...سکوت و ناراحتی شیخ های کشورهای عربی هم واسه این ه که می فهمن یه روز که مث صدام مهره ی سوخته بشن همین بلا سرشون میاد
----------
واسه اینکه یکم مشغول بشین، متن پایین حواسم نبود کیبورد انگلیسیه نوشتم...بشین ببین چی نوشتم!س
f,nl lkjzv rnlhj cdv fhv,k jh ;i fdhd \h fbhvd j, ngl Hv,l
----------
من گفتم چشام تر شد ولی اون ضربه ی آخر بود...می شه گفت روزهای سختی واسه همه مون بود...آسمون کلاسمون (که خدا رو شکر برگشت) از یه طرف...جریان مدرسه از یه طرف...اذیت شدن اون از یه طرف...کار آخرش دیگه ضربه ی آخر بود
----------
اسماعیل ت رو قربانی کردی؟
----------
یه محیط دو نفره ی توپ...سعد آباد وقتی برف داره میا د یا اومده باشه...ساعت 2 که خلوت باشه...دیوونه اگه می تونی بری واسه حال خودت هم که شده دست یکی رو بگیر برو حال میای
دوربینم هنوز درست نشده...با خراب شدن دوربینه تو سفر نمایشگاه عکس هم پرید :(
----------
این عکس مال تیم فوتبال شاهپوری آبادان در سال1936...تازه 1932 و قبل ترش رو هم دارم...حالا بشنو
نفر دوم ایستاده از سمت راست مرحوم(!) بابا بزرگه من ه!:
:))از اینجا نتیجه می گیریم که فوتبال نمی تونه ارثی باشه
----------
پست بعدی چیز جالبیه...جدی...زیاده نمی شه بزنم تنگ این یکی...ولی بعدی رو حتما بخونید :دی
----------
یه محیط دو نفره ی توپ...سعد آباد وقتی برف داره میا د یا اومده باشه...ساعت 2 که خلوت باشه...دیوونه اگه می تونی بری واسه حال خودت هم که شده دست یکی رو بگیر برو حال میای
دوربینم هنوز درست نشده...با خراب شدن دوربینه تو سفر نمایشگاه عکس هم پرید :(
----------
این عکس مال تیم فوتبال شاهپوری آبادان در سال1936...تازه 1932 و قبل ترش رو هم دارم...حالا بشنو
نفر دوم ایستاده از سمت راست مرحوم(!) بابا بزرگه من ه!:
:))از اینجا نتیجه می گیریم که فوتبال نمی تونه ارثی باشه
----------
پست بعدی چیز جالبیه...جدی...زیاده نمی شه بزنم تنگ این یکی...ولی بعدی رو حتما بخونید :دی