جمعه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۵

.::کلک تر از گربه نره::.

...سلام
رفتی عزاداری امام حسین(ع)؟ سینه زدی؟ زنجیر زدی؟ گلو خودتو پاره کردی گفتی یا حسین؟
حالا ببینم...شب تا ساعت چند بیدار می موندی؟...نماز صبحت قضا شد؟...اصلا نماز می خونی؟...نه؟!...پس چه ابراز عشق و علاقه ای ه که به امامت داری؟
اظهار محبت به اهل بیت یعنی حسین حسین گفتن؟ همین؟!س
اگه اعتقادتمون همینه که کلاهمون پسه معرکه اس
----------
از حسین تا حوسین
----------
مخاطب متن پایین فقط یه نفره
با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن هم یه حدی داره
کم کم دارم حس می کنم و نشونه هاشم هست که یه جورایی سرکارم
شاید کلا خوشت میاد رو سر مردم یه سوراخ ببینی!س
هنوز نبسته ام اون چیزی که گفتی ببند...یعنی خودمم دوس ندارم...ولی اگه احساس کنم اپسیلون آرامشی که بدست آورده بودم داره از دست می ره مطمئن باش می بندم که اون موقع باز کردنش کار هر کسی نیس
درست یا اشتباه؛ من احساس می کنم داری بازی می کنی...امیدوارم اشتباه باشه...و گرنه ممکنه در آینده بد رقم بازی بخوری!س

پ ن: اصلا دوست نداشتم اینجوری بنویسم...به قول بعضی از دوست های وبلاگ نویسمون...ما همیشه نمی نویسیم تا لذت ببریم با دیگران لذت ببرند...شاید این نوشته باعث بشه سوء تفاهم بیشتری پیش بیاد...ولی...باید یه جوری می گفتم...خودت هم می دونی زبون من یکم نیش داره، خیلی سعی کردم تا این نوشته رو به جایی برسونم که هم حرفم رو گفته باشم هم کمترین نیش رو داشته باشه...همین