.::همه چی شده قرقاطی::.
...سلام
ولوم بده..یه چیزی بذار باس خورش ملس باشه...بالا برو بالا تر...هدفون بده...مگا باس داره؟...به جای لرزیدن پرده ی بلندگوش، پرده ی گوشات بلرزه...یه چیزی بذار بخندیم...نفهمیم چی می خونه...فقط صداهای دور و اطرافمون رو نشونویم...س
داره پخش می شه: س
پسر! پسر! اصلا خودت رو با مقایسه نکن!س
سر و دستت رو تکون نده...این رو داری می شنوی تا فقط صداهای اطراف رو نشنوی برای چند دقیقه...س
ترک بعدی:س
دریا کنار چقدر داغه هوا، همه لختن مث راز بقا!س
چیه می خندی؟چته؟آها...گرفتم...داری فکر می کنی چه کار خوبی کردی همونجوری که اونا به تو نمی گن تو هم به اونا نمی گی؟...س
ترک بعدی:س
من خنگ شدم پنیر بستمه!س
من فکر کنم همین مرتبه بست نباشه پنیر دستمه
نه دیاکو نمی خوام همین بستمه
.
فاز منفی بده همه چیزا قیلی ویلی می ره
نه دیگه...نگفتم برو رو ماشین سیستم نصب کن تا شادی هات رو تقسیم کنی!...برای بار صدم...فقط خودت گوش می کنی،هان؟...باز داری به چی فکر می کنی؟به این که برا اونا مث یه خمپاره ی عمل نکرده ای؟به این که چند وقت پیش یه بمب ساعتی بودی کهه اونم ممکنه منفجر شه هنوز؟...این که باس نداره...اینو برو تو کارش
امشب مال منی، من مال تو! توی تاریکی میام دنبال تو!س
هوی هوی این که خیلی صحنه داره...بزن بره جلو
می گم آره عزیزم یک تنه، پس بی خیال هرچی ماتمه
آره بزرگ شدم حالا دو سالمه، دیگه نوبت ماست وقت حالمه
بابا این که دیگه خیلی توهم ه
وقتی که شدی تو سوار پیکان انگار تو شدی سوار باراباس!س
چشمات قرمزه شهلاست پسر!س
توهم نزنی که شهلام یه وقت!س
بسه دیگه...بزن بعدی خفه شدیم
نه دیگه اون ماهی تازه است و نه آب هست
خوب دیگه زیادی ترکوندی
حالا باس رو بخوابون...ریلکس، این رو گوش کن
به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو، سپیده دم آیم، مگر تو را جویم،بگو کجایی...س
----------
هان؟شاخ درآوردی؟بابا شما که باید عادت کرده باشین...یکم تو مخم همه چی شده بود قرقاطی چون کرده بودم یکم الواطی!س
خوب می شم اشالله!...هنوز امیدی به خوب شدنم هست...خودم می دونم می دونم می دونم
----------
یه کاری کن...از امسال ماهی قرمز برای سفره هفت سین نخر!س
چرا؟
چرا نداره...می دونی چقدر ماهی های بی نوای بدخت فلک زده به خاط چند لحظه خوشی ما تلف می شن؟...ماهی کوچولووی که حتی می تونه تا بیست سال زندگی کنه، به راحتی توی دو سه هفته می میره...چرا؟...این ماهی ها نور می خوان...نه!!!!!!...نذارشون جلو آفتاب...می سوزن!...اینا با هر صدای بلند یا هر ضربه و جابه جایی می ترسن وسکته می کنن...اصلا اون موقعی که ما هم می خریمشون به علت فشردگی که توی آکواریومی که ازش بیرونش میارن چندتایی سکته زده!...حالا بماند که به علت پرورش نادرست و غیربهداشتی چقدر می تونن بیماری داشته باشن...س
از اینا گذشته...ماهی قرمز جزو رسوم سفره ی هفت سین نبوده...می شه گفت از اوایل قاجار اضاف شده...انجمن موبدان زرتشتی تهران هم اعلام کردن که این جزو آیین های نوروزی نیست چون آزار و اذیت حیوانات با دستورهای زرتشت ناسازگاره...س
نخر امسال!...بقیه رو هم نصیحت کن نخرن...جاوا بلد نیستم و گرنه از این لوگوهایی که کد جاوا دارن می خوره گوشه صفحه درست می کردم!...س
----------
می دونین چرا ما آبادانی ها به لاف زدن معروف شدیم؟
دلیل داره...س
ولوم بده..یه چیزی بذار باس خورش ملس باشه...بالا برو بالا تر...هدفون بده...مگا باس داره؟...به جای لرزیدن پرده ی بلندگوش، پرده ی گوشات بلرزه...یه چیزی بذار بخندیم...نفهمیم چی می خونه...فقط صداهای دور و اطرافمون رو نشونویم...س
داره پخش می شه: س
پسر! پسر! اصلا خودت رو با مقایسه نکن!س
سر و دستت رو تکون نده...این رو داری می شنوی تا فقط صداهای اطراف رو نشنوی برای چند دقیقه...س
ترک بعدی:س
دریا کنار چقدر داغه هوا، همه لختن مث راز بقا!س
چیه می خندی؟چته؟آها...گرفتم...داری فکر می کنی چه کار خوبی کردی همونجوری که اونا به تو نمی گن تو هم به اونا نمی گی؟...س
ترک بعدی:س
من خنگ شدم پنیر بستمه!س
من فکر کنم همین مرتبه بست نباشه پنیر دستمه
نه دیاکو نمی خوام همین بستمه
.
فاز منفی بده همه چیزا قیلی ویلی می ره
نه دیگه...نگفتم برو رو ماشین سیستم نصب کن تا شادی هات رو تقسیم کنی!...برای بار صدم...فقط خودت گوش می کنی،هان؟...باز داری به چی فکر می کنی؟به این که برا اونا مث یه خمپاره ی عمل نکرده ای؟به این که چند وقت پیش یه بمب ساعتی بودی کهه اونم ممکنه منفجر شه هنوز؟...این که باس نداره...اینو برو تو کارش
امشب مال منی، من مال تو! توی تاریکی میام دنبال تو!س
هوی هوی این که خیلی صحنه داره...بزن بره جلو
می گم آره عزیزم یک تنه، پس بی خیال هرچی ماتمه
آره بزرگ شدم حالا دو سالمه، دیگه نوبت ماست وقت حالمه
بابا این که دیگه خیلی توهم ه
وقتی که شدی تو سوار پیکان انگار تو شدی سوار باراباس!س
چشمات قرمزه شهلاست پسر!س
توهم نزنی که شهلام یه وقت!س
بسه دیگه...بزن بعدی خفه شدیم
نه دیگه اون ماهی تازه است و نه آب هست
خوب دیگه زیادی ترکوندی
حالا باس رو بخوابون...ریلکس، این رو گوش کن
به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو، سپیده دم آیم، مگر تو را جویم،بگو کجایی...س
----------
هان؟شاخ درآوردی؟بابا شما که باید عادت کرده باشین...یکم تو مخم همه چی شده بود قرقاطی چون کرده بودم یکم الواطی!س
خوب می شم اشالله!...هنوز امیدی به خوب شدنم هست...خودم می دونم می دونم می دونم
----------
یه کاری کن...از امسال ماهی قرمز برای سفره هفت سین نخر!س
چرا؟
چرا نداره...می دونی چقدر ماهی های بی نوای بدخت فلک زده به خاط چند لحظه خوشی ما تلف می شن؟...ماهی کوچولووی که حتی می تونه تا بیست سال زندگی کنه، به راحتی توی دو سه هفته می میره...چرا؟...این ماهی ها نور می خوان...نه!!!!!!...نذارشون جلو آفتاب...می سوزن!...اینا با هر صدای بلند یا هر ضربه و جابه جایی می ترسن وسکته می کنن...اصلا اون موقعی که ما هم می خریمشون به علت فشردگی که توی آکواریومی که ازش بیرونش میارن چندتایی سکته زده!...حالا بماند که به علت پرورش نادرست و غیربهداشتی چقدر می تونن بیماری داشته باشن...س
از اینا گذشته...ماهی قرمز جزو رسوم سفره ی هفت سین نبوده...می شه گفت از اوایل قاجار اضاف شده...انجمن موبدان زرتشتی تهران هم اعلام کردن که این جزو آیین های نوروزی نیست چون آزار و اذیت حیوانات با دستورهای زرتشت ناسازگاره...س
نخر امسال!...بقیه رو هم نصیحت کن نخرن...جاوا بلد نیستم و گرنه از این لوگوهایی که کد جاوا دارن می خوره گوشه صفحه درست می کردم!...س
----------
می دونین چرا ما آبادانی ها به لاف زدن معروف شدیم؟
دلیل داره...س
آبادان...روزی روزگاری...برا خودش کشوری بوده!...اولین سیستم فاضلاب شهری...رادیو نفت...باشگاه های ورزشی...حتی تنها سیستم لوله کشی دوگانه ی آب! که همزمان با منچستر ساختش شروع می شه ولی مال منچستر 12سال بعد از آبادان راه میفته...مردم آبادان هم وقتی به شهرهای دیگه می رفتن و تعریف می کردن...اونا باورشون نمی شده...می گفتن اینا دارن لاف می زنن...اینوری شده که ما به لاف زنی معروف شدیم
----------
اینم یک عدد هواپیمای اف16 امریکایی بر فراز شهر سرافراز آبادان!س
این دوتا هم بدون شرح
یکی
دوتا
----------
یه نکته ی فنی که خیلی مهمه...مخصوصا برا بانوان محترم
با توجه به این که پخش فیلم خصوصی مجالس و اینا زیاد شده...من یه راه برای جلوگیری از یه نوعش که فیلم گرفتن از توی اتاق پرو هست رو بتون می گم...مخصوصا که دم عیده و خرید به راه ه...اگه قبلا شنید که بهتر!س
خوب طرف باید خیلی گاگول باشه که دوربین رو توی اتاقک نصب کنه...پس از چی کار می کنه؟!...از آینه هایی که یه طرف آینه است و از اون ورش می شه این ورش رو دید(چی شد!؟!) استفاده می کنن...یعنی شما خودتون رو توی آینه می بینید بدون این که بفهمید یکی از اون طرف آینه داره شما رو نگاه می کنه یا فیلم می گیره...حالا چه جوری تشخیص بدیم که آینه هه اینجوری یا نه...س
انگشتتون رو بذارید روی آینه...اگه بین انگشتتون و تصویرش فاصله بود که مشکلی نیس...ولی اگه تصویر به انگشتتون چسبیده بود این از اون آینه هاس!!!...چون آینه های معمولی اون ور شیشه رو جیوه اندود می کنن ولی در اون آینه ها روی شیشه رو جیوه اندود(یا هر چیزه دیگه ای که هست) می کنن...س
از ما گفتن بود...س
----------
ببین مجی جون...ببخشید!...آقا مجتبی!...ما که فهمیدیم میای اینجا...حداقل نظر بده :دی
----------
اینم یک عدد هواپیمای اف16 امریکایی بر فراز شهر سرافراز آبادان!س
این دوتا هم بدون شرح
یکی
دوتا
----------
یه نکته ی فنی که خیلی مهمه...مخصوصا برا بانوان محترم
با توجه به این که پخش فیلم خصوصی مجالس و اینا زیاد شده...من یه راه برای جلوگیری از یه نوعش که فیلم گرفتن از توی اتاق پرو هست رو بتون می گم...مخصوصا که دم عیده و خرید به راه ه...اگه قبلا شنید که بهتر!س
خوب طرف باید خیلی گاگول باشه که دوربین رو توی اتاقک نصب کنه...پس از چی کار می کنه؟!...از آینه هایی که یه طرف آینه است و از اون ورش می شه این ورش رو دید(چی شد!؟!) استفاده می کنن...یعنی شما خودتون رو توی آینه می بینید بدون این که بفهمید یکی از اون طرف آینه داره شما رو نگاه می کنه یا فیلم می گیره...حالا چه جوری تشخیص بدیم که آینه هه اینجوری یا نه...س
انگشتتون رو بذارید روی آینه...اگه بین انگشتتون و تصویرش فاصله بود که مشکلی نیس...ولی اگه تصویر به انگشتتون چسبیده بود این از اون آینه هاس!!!...چون آینه های معمولی اون ور شیشه رو جیوه اندود می کنن ولی در اون آینه ها روی شیشه رو جیوه اندود(یا هر چیزه دیگه ای که هست) می کنن...س
از ما گفتن بود...س
----------
ببین مجی جون...ببخشید!...آقا مجتبی!...ما که فهمیدیم میای اینجا...حداقل نظر بده :دی