شنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۶

.::ذهن خسته::.

...سلام
سال تحویل شد با رکوردی که من از خود در این دنیای مجازی به ثبت رساندم...البته ممکنه خیلی های دیگه مث کسی که یکم دیگه می گم هم این کار رو کرده باشن...بـــــــــــله!...موقع سال تحویل هم آن لاین بودم :دی...شاهد هم دارم:دی...همین فرهاد...اونم بود...دو سه دقیقه مونده به سال تحویل هم واسه پست همفری کامنت گذاشتم...دیگه اون آخرا فقط مونده بود با مشت و لگد ببرنم سر سفره!...رفتم سر سفره ولی آن لاین!...س
*
شب عید تا 5/5صبح بیدار بودم...خوابیدم تا 12...سالی که نکوست...:دی
*
عید امسال هم آروم ه...چون مهمون نداریم...شاید هفته ی دیگه بیان...که برا 13بدر اینجا باشن...هر سال 13بدر کل فک و فامیل خونه ی ما هستن...نگین چرا توی خونه...آبادانی ها می دونن چی می گم...س
*
حمید زنگ زده هی می گه چه خبر...هی منم می تعریفم...باز می گه چه خبر...گفتم درس هم نخوندم...گفت این که خبر جدیدی نیس، خبر سوخته نده!:دی
*
سر سفره ماهی هم داشتیم!...ولی زیر قولی و حرفی هم که گفته بودم نزدم...س
ببینید
خودم درست کردم!:دی
----------
این رو ببین(فرمتش تیری جی پی ه)...سرعت کار رو داری؟!...ولی...س
خوشحال نبود...وقتی می نشست کنار عمگین بود...چون نیاز داره به پول این کار...فکر کنم خودش هم با کارش شاد نبود...خیلی دلم می خواد باهاش یه قراری بذارم یه گپی بزنم...س
----------
سازمان ملل؟!س
عبارتی از این خنده دار تر؟!س
سازمان ملل می دونی کیا مؤسس ش بودن؟
جناب آقایان چرچیل و روزولت توی جنگ جهانی روی عرشه ی یه کشتی می شینن طرح سازمان ملل رو می ریزن و منشور سازمان ملل رو تنظیم می کنن...شرط عضویت هم می شه اعلان جنگ علیه آلمان...همین ایران خودمون هم اول اعلان جنگ می کنه بعد عضو می شه...حق وتو یی که دست برندگان جنگ جهانی ه...اگه برنگان کسای دیگه ای بودن باز هم همینجور می شد مطمئنن...این 5تا کشور اگه چیزی بخوان می شه، اگه نخوان هم نمی شه...مخصوصا اگه امریکا نخواد...س
توی این 5 کشور، امریکا واقعا ابر قدرت ه...ساده می گیم امریکا...ولی امریکا خودش 51 کشوره!...اونم 51کشور غنی...برا رفع ابهام بگم منظور از کشور همون ایالت هاشه...ولی خب امریکا که همه دنیا نیس...ولی همینی که هست!...زورگویی همینه...تمام کشورها حداقل 20درصد اقتصاد و تجارتشون به دست و در ارتباط با امریکاست...که کم چیزی نیس...س
همین چین و روسیه ی گشنه ای که ما هی پول می ریزیم تو شکمشون و امتیاز بهشون می دیم هم در برابر امریکا توان ندارن...مثلا امریکا به چین فشار میاره که اگه همکاری نکنی و رابطه ی تجاری با ایران رو کاهش ندی فلان قدر از تجارتمون کم می شه...مسلما چین نمیاد رابطه ی شونصد میلیارد دلاری ش رو با امریکا به خاطر رابطه ی چند میلیون دلاری با ایران عوض کنه...حتی اگه به انرژی ایران نیازمند باشه...چون می دونه ایران مجبوره به چین انرژش برسونه چون به پول ش نیاز داره...س
برگردیم سر بحثمون...زورگوویی و فقر باعث جهان تک قطبی شده...هر کی قدرت نظامی بیشتری داشته باشه و ازش استفاده کنه برنده اس...دم زدن از گفتگو شوخی تلخی بیش نیست!...کی حرف حالی شه تو این دنیا؟!س
از زبون یکی از کسایی که توی اجلسه های گروه77 و اینا شرکت می کنه می گم...طرف می گفت ما متو این جلسه ها می ریم می شینیم کلی مخ می زنیم جواب اوکی می گیریم بعد فرداش می بینیم برضد ما رأی دادن...چی شده؟...امریکا صبح اومده قول یه وام داده و رأی رو خریده...یا می گفت توی جلسه وقتی اشتیم به نتیجه می رسیدیم یه دفعه چندتا کشور پا می شدن می رفتن...چی شده؟...می گفتن مترو الان می ره، ما پول برگشت با تاکسی به هتل رو نداریم!!!س
حالا ما چه جوری انتظار داریم حرفمون طرفدار داشته باشه...مطمئنا طرفدار داره ولی جرأت بیانش نیست...جدا از اینکه چند سال ه همش بحث کشور شده انرژی هسته ای و اقتصاد مملکت ول شده و داره به چیز می ره و انرژی هسته ای به جک تبدیل شده...ولی فکرشو کردی تا حالا نسل های بعد از ما اگه الان این توان رو بدست نیاریم چی در مورد ما قضاوت می کنن؟...همون قضاوتی نیس که ما درباره ی پادشاهان بی لیاقت قاجار که کشور رو به باد دادن نیس؟!...بهای سنگینی رو براش داریم پرداخت می کنیم...س
و سنگین ترش در راهه...همین الان که دارم این متن رو می نویسم ده دقیقه اس که جلسه ی به اصطلاح شورای امنیت برای رأی گیری قطعنامه شورع شده...قطعنامه ای که به احتمال خیلی خیلی زیاد به اتفاق آرا تصویب می شه...س
----------
خب...بعد این منبر رفتن مصیبت بزنیم تو خط عروسی!س
دیشب عروسی خواهر کاپیتان بلک بود...چند روز قبلش کلی نصیحت ش کردم که تو برادر عروسی نباید فرت بری وسط به قول خودت تن بجنبانی و اول باید فک و فامیل دوماد شروع کنن و اونا شما رو بیارن وسط...س
*
دیروز عصر همش تو فکر بودم که تو این ترافیک چه جوری برم؟! حالا اگه رفتم چه جوری برگردم تو این شولوغی...خلاصه تیریپ رسمی زدم و رفتم یه دسته گل گرفتم که برم...س
حالا در نظر داشته باش:س
من صاف و صوف و اتوکشیده، دسته گل به دست، توی امیری، منتظر تاکسی، تاکسی هم گیر نمیاد!!!س
حالا چقدر تیکه و متلک شنیدم بماند! :دی
*
رفتم تو سالن...هه...کاپیتان اون وسط داره هلهههههههههه
*
تموم که شد...کاپیتان هنوز روی ویبره بود...همینجوری کهشت راه می رفت یه دفعه یه تیریپ میومد :دی
*
مبارک باشه
*
فیلم تن جنباندن کاپیتان بلک موجود است، با ما تماس بگیرید
0916.......
----------
توی اون مسابقه ی پیامبر دات آی آر هم برنده نشدم...البته توی سایتش هنوز نتایج رو نزدن...ولی پسرداییم برنده شده بش خبر دادن...هیییی
----------
معرفی کتاب:س
شعر
نام کتاب: من در حیاط خلوت واحد5 با خواهر زاده ی نیچه چیپس سرکه نمکی می خورم."س
شاعر: سمیرا یاردان قلیچ
ناشر: گودو
شمارگان: 250
قیمت: 50تومان
طیف مخاطب: فامیل یاردان قلیچ و بستگان
شاعر جوان و پرآوازه ی معصر سمیرا یاردان قیلچ اولین مجموعه شعر خود را پس از ماه ها انتظار به بازار فرستاد.س
شاعر در این مجموعه ی مختصر سعی دارد با نگاهی به تئوری شعر پنج صدایی و با بهره گیری از آموزه های پسامدرنیستی با چینش اتفاقی و الهام گونه ی واژه ها، انفجارهایی را در بستر جملات پدید آورد. یک نمونه از شعرهای این مجموعه را با هم می خوانیم:س
آب جوب
قطره قطره لجن می اندیشد
و موشها از مانیتور بالا می کشند
راستی، باقالی سیخی چند؟
من کجا و پروانه ها که توی سرم را خرچ خرچ می جوند؟
چراغ راهنمایی توی حیاط می می می قرمزد و من...س
هی، خفه شدم، خ خ خ
چرا سیب ها را نمی افتم در بارانی که می بارد و نمی...س
س(بوم) افتادم.س
نمی گویم خداحافظ، چون هم خدا مرده است هم حافظ.س
.byeپس