شنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۸۶

.::گرما،پوشش،حجاب::.

...سلام
----------
خیلی مسخره است...چی؟...همین طرح مبارزه با مفاسد اجتماعی...س
نمی دانم چرا نمی فهمند که اینجور برخوردها عکس جواب می دهد و تأثیر به قول خودشان مثبت ش مقطعی است...چرا این کار که باید از طریق فرهنگی صورت بگیرد را یک کار انتظامی می کنند؟...کل سال همه درخواب خرگوشی هستند و تا هوا گرم می شود بیانیه می دهند و زن های پلیس به صف...س
اگر حجاب ارزش است...چرا این ارزش را از راه ش معرفی نمی کنید تا خود شخص به استفاده از آن راغب شود؟!...مگر کاری در این راستا انجام داده اید که حالا انتظار جواب گرفتن دارید و در غیر آن صورت برخورد می کنید!...س
چرا با تولیدکنندگان این لباس ها برخورد نمی شود؟!...س
می دوانید...این همان جریان فنری است که یه بار از قول یکی از دوستان نقل کردم...این کار مثل فشرده کردن فنراست...ولی تا چقدر می توان آن را نگه داشت؟...بلاخره دست شروع می کد به لرزش و آخر پرتاب می شود به سمت خودت...س
این وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی(!!!) در این مملکت چه کار می کند من نمی دانم!...فقط بلد است کتاب کسانی که یه جاهایی از بدنشان را بیمه می کنند منتشر کند؟کتاب جنیفرلوپز،بریتنی،مدونا و الی آخر...والله اینا نمی فهمند چه کار دارند می کنند...س
بعد از این همه سال که از جنگ می گذرد و از دورانی به اصطلاح سازندگی چیزی جز درهم تنیدگی مشکلات اجتماعی و اقتصادی و غرق شدن در مادیات نمی بینیم...س
چرا همه ی بدحجاب ها را بی هوییت،دارای اختلال و انحراف جنسی،بیمار روانی و هیجان مدار، ضعف اعتماد به نفس،دارای سردرگمی اسم می گذارید؟...این چه تقسیم بندی است؟!...مگر این ها خارج از این کشور رشد کرده اند؟!...تقصیر شماست که خوراک فرهنگی برای جامعه نداشتید...انقلاب فقط برای برچیدن نظام شاهشاهی بود؟!...انقلاب فرهنگی کو؟!...چه چیزی از فرهنگ اسلامی در این جامعه مشهود است؟...جز رشوه خواری، جز فساد، جز ربا، جز...بگویم باز؟!...این ها اسلامی اند؟!...س
نزديک به سه دهه از انقلاب مي گذرد. انقلابي که با داعيه حاکميت ارزش هاي ديني شکل گرفت. با همين دغدغه بود که حجاب به عنوان يک ارزش، الزامي شد. ولي آيا اين ارزش در جامعه نهادينه شد؟
اينکه آيا مي شود يک امر اعتقادي و اخلاقي را تبديل به الزامي قانوني و حقوقي براي همگان کرد، جاي ترديد جدي است.س
آيه 59 سوره احزاب؛ «يا ايها النبي قل لازواجک و بناتک و نساء المومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلک ادني ان يعرفن فلا يوذين و کان الله غفورا رحيما». خطاب اين آيه به پيامبر، تاکيد بر داشتن پوشش همسران، دختران و زنان مومن است تا به اين وسيله بهتر شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند.س
يا آيات 30و31 سوره نور که خطاب آن مومنين و مومنات است؛ «قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلک ازکي لهم ان الله خبير بما يصنعون». «و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا بعولتهن او آبائهن او. . .»س
از آيات فوق الذکر برمي آيد که داشتن پوشش تالي تلو «مومن بودن» يک زن مسلمان است و اين امر هم حاصل نمي شود، مگر اينکه اعتقاد و باور به پوشش در زنان و دختران ايجاد شود و اين مهم نيز با الزام، زور و سرکوب و برخوردهاي فصلي مامورين انتظامي حاصل نمي شود.س
نمی خواهم بگویم کل این کار منفی است...اتفاقا به نظرم برای بعضی ها لازم است!...ولی بعضی ها!!!...بعضی هایی که کارشان از هفت و هفتاد قلم آرایش گذشته...بعضی هایی که من در لباس بر تن بودن آنها شکم دارم...و امروز نه فقط در میان دختران و زنان...در میان مردها پسران هم...سیمای جمهوری اسلامی که آخر تبلیغ زیر ابرو برداشتن و بند انداختن و هزار جور کار دیگر برای پسران است!...از فرزاد حسنی بگیر تا مهدی سلوکی که دیگر جای شرم دارد واقعا!...پسری که در کیفش پنکک باشد؛ پسر است؟...نه جان من پسر است؟...پیراهن و تی شرتی می پوشد که تا نیم تنه اش هم نیست!...دگمه هایش به زور بسته شده اند(این مورد در مورد آن بعضی بانوان نیز صدق می کند!)...خیلی خوشکل است خم می شود و پیراهن تا کتفش بالا می رود ومخصوصا در این فصل گرما، عرق کرده و نگویم بهتر است که حالت تهوع می گیرید!...شلوار ها هم که همه از پا در حال افتادن هستن و باید مارک شورت شان معلوم باشد!(این را یک بار همفری گفته بود)...س
ولی این ها همه ی جامعه نیستند!...س
چه بگویم دیگر؟...البته حرف ها بسیار است...مجال نوشتن نیست...و البته حوصله ی شما برای خواندن کم...چشم هایتان هم الان دارند مرا فحش می دهند...س
*
وقتی نماز و روزه و حج و زکات راهبر به حقیقت دین نباشند، مساجد معابدی است که نفس د رآن پرستش می شود ، کعبه بتی است سنگی و دین جاهلیتی است مبدل.س
*
م.ف. از آن ور آب
من یک مهاجم فرهنگی هستم. می خواستم بپرسم شما دیگر قصد مبارزه با بنده را ندارید؟ آخر مدتی است که دیگر کسی نمی آید با من مبارزه کند.س

ب.ب. ازسوره:س
سلام بر شما. اولا اصولا هنوز کسی با شما مبارزه نکرده است. بیخود جوسازی نکنید، چون خوانندگان ما آگاه تر از این هستند که گول جوسازی های شما را بخورند. ثانیا فعلا مسائل مهمتری پیش آمده است که مبارزه با آن ها از مبارزه با شما واجب تر است، که البته بنا به دلایل دیگر نمی توانیم آن مسائل را ذکر کنیم. اما انشاالله مبارزه با آن ها هم مثل مبارهزه با شما در همان حد خواهد بود. اگر کاری ندارید بروید بمیرید.س
صفحه ی طنز ماهنامه ی سوره/ شماره ی 30دی و بهمن85
----------
پ ن1: قسمت هایی از این پست از نوشته ی جمیله کدیور در اینجا است...بخوانید
پ ن2: فعل های این پست کمی رسمی بود، می دانم، ولی جدا سخت است رسمی نوشت برای کسانی مثل من که همیشه محاوره نوشته اند