.::نگاهی دیگر::.
...سلام
----------
باز هم سوم خرداد...روزی که همه یک دفعه یاد خرمشهر می افتند و خرمشهر عزیز می شود...پاره ی تن می شود...محترم می شود...س
همه از هشت سال جنگ می گن...همه از خط مقدم می گن...ولی کسی گفت از همان روزها پشت جبهه؟...کسی گفت از آوارگی و جنگ زدگی؟...کسی گفت آن کودکانی که وقتی در شهر خود به مدرسه می رفتند و ممتاز بودند چه شد که وقتی جنگ زده شدند دیگر نه درسی بود و نه مدرسه ای...س

جنگ تمام نشده...حداقل برای مایی که اینجا زندگی می کنیم...18سال است که به اصطلاح قوانین بین الملل جنگ ایران و عراق تمام شده...ولی من می گویم تمام نشده!...جنگ فقط خط مقدم و چشم تو چشم بودن نیست...ویرانی...خرابی...هنوز هست...این ها هم جزیی از جنگ هستند...فقط نمی دانم چرا وقتی شهرهای بزرگ مثل تهران بمباران می شدند همان موقع ویرانی ها را تبدیل به آبادی می کردند و اینجا پس از گذشت 18سال هنوز که هنوز است وقتی قدم در شهر می گذاری فکر می کنی یک سال از جنگ گذشته است...س
چند دولت آمده و رفته؟ هر کدام با شعاری...و مضحک ترین شعار برای مردم منطقه ما حداقل...سازندگی است!...من فکر نمی کنم آن هایی که اتمام بازسازی را اعلام کردند اصلا بفهمند ویرانی یعنی چه و بازسازی چیست...س
برنامه ی صندلی داغ و احمد نجفی این چند شب شاید کمی خواسته اند تلنگر بزنند...مصاحبه های مردم خرمشهر را دیدید؟...همه هر چند ناراضی ولی صبورند...چه قشنگ گفت آن مرد:س"مسئولین میان اینجا می گن آب مشکلی نداره فقط معلوم نیست چرا خودشون تو جلسات آب معدنی روی میز میذارن، راهیان نور هم که میان اینجا همه چی رو از شهرشون میارن...از آب و نون...خو حق دارن..."س
آن دخترک لوس برنامه ی خانواده شبکه یک بالاترین حدی که می تواند احساسات خود را بعد از شنیدن سخنان یکی از زنان خرمشهر بیان کند این است:" آخی! چه بد!"...س
----------
باز هم سوم خرداد...روزی که همه یک دفعه یاد خرمشهر می افتند و خرمشهر عزیز می شود...پاره ی تن می شود...محترم می شود...س
همه از هشت سال جنگ می گن...همه از خط مقدم می گن...ولی کسی گفت از همان روزها پشت جبهه؟...کسی گفت از آوارگی و جنگ زدگی؟...کسی گفت آن کودکانی که وقتی در شهر خود به مدرسه می رفتند و ممتاز بودند چه شد که وقتی جنگ زده شدند دیگر نه درسی بود و نه مدرسه ای...س

جنگ تمام نشده...حداقل برای مایی که اینجا زندگی می کنیم...18سال است که به اصطلاح قوانین بین الملل جنگ ایران و عراق تمام شده...ولی من می گویم تمام نشده!...جنگ فقط خط مقدم و چشم تو چشم بودن نیست...ویرانی...خرابی...هنوز هست...این ها هم جزیی از جنگ هستند...فقط نمی دانم چرا وقتی شهرهای بزرگ مثل تهران بمباران می شدند همان موقع ویرانی ها را تبدیل به آبادی می کردند و اینجا پس از گذشت 18سال هنوز که هنوز است وقتی قدم در شهر می گذاری فکر می کنی یک سال از جنگ گذشته است...س
چند دولت آمده و رفته؟ هر کدام با شعاری...و مضحک ترین شعار برای مردم منطقه ما حداقل...سازندگی است!...من فکر نمی کنم آن هایی که اتمام بازسازی را اعلام کردند اصلا بفهمند ویرانی یعنی چه و بازسازی چیست...س
برنامه ی صندلی داغ و احمد نجفی این چند شب شاید کمی خواسته اند تلنگر بزنند...مصاحبه های مردم خرمشهر را دیدید؟...همه هر چند ناراضی ولی صبورند...چه قشنگ گفت آن مرد:س"مسئولین میان اینجا می گن آب مشکلی نداره فقط معلوم نیست چرا خودشون تو جلسات آب معدنی روی میز میذارن، راهیان نور هم که میان اینجا همه چی رو از شهرشون میارن...از آب و نون...خو حق دارن..."س
آن دخترک لوس برنامه ی خانواده شبکه یک بالاترین حدی که می تواند احساسات خود را بعد از شنیدن سخنان یکی از زنان خرمشهر بیان کند این است:" آخی! چه بد!"...س
این چند روز چند میلیون یا شاید میلیارد-اگر بخواهیم مخارج صدا و سیما را هم حساب کنیم- خرج می کنند برای جشن پیروزی؟!...ولی دیشب...اثری از جشن در خرمشهر نبود...دریغ از یک ریسه چراغ رنگی!س
مردم برای چه خوشحال باشند؟ به چه دل خوش کنند؟
مردم برای چه خوشحال باشند؟ به چه دل خوش کنند؟
به این که هر سوم خرداد خرمشهر عزیز می شود...به این که هر سوم خرداد، رئیس جمهور(از خاتمی تا احمدی نژاد) به آنجا می روند و سخنرانی می کنند؟...اصلا چه لزومی دارد به اینجا بیایند؟...یکی نیست بگوید عزیزم حواست به عبا و کتت باشد یک وقت خاک ریا نگیرد!...آمدن این ها به اینجا به جز بدبختی و فلاکت بیشتر برای مردم چیزی نداشته است...س
خرداد84؛ خاتمی: منطقه ی آزاد آبادان و خرمشهر به تصویب رسید
خرداد85؛ احمدی نژاد: منطقه ی آزاد عملیاتی می شود
زمستان پارسال؛ احمدی نژاد: کل شهرهای آبادان منطقه آزاد خواهند شد نه فقط بخشی از آن
چه نتیجه ای برای مردم داشت؟ هیچ!...فقط...بیخیال...شما را چه که این ها را بدانید...خودمان سر کرده ایم تا حالا بقیه اش هم خدا کریم است!...س
خدا را شکر که امروز احمدی نژاد نیامد...و گرنه...س
ولی...انتظار آمدنش را داشتند(پارچه نوشته هایی برای خوش آمد گویی در شهر گویای این مطلب بود، عکس ش در دوربین موجود است ولی حال و حوصله ی ترنسفر عکس ها را ندارم!) و شاید حال این گونه بیندیشند که بیشتر از پیش فراموش شده اند...س
حتما تابلویی را که بر روی آن نوشته شده بود" به خونین شهر خوش آمدید، جمعیت 36میلیون نفر" را به یاد دارید...فردی در همین صندلی داغ گفت من الان می گویم جمعیت خرمشهر هفتاد میلیون است...ولی...من به قول آن یارو در فیلم عروس آتش، می گویم:"هر کی همچین حرفی بزنه دهنش رو کاهگل می گیرم!"...ولی نه...ما که ملتی هستیم که خوب دروغ می گوییم...بگذار افتخار این که می تواند از بزرگترین دروغ ها باشد را هم داشته باشیم!...س
امسال که به مناسبت سال اتحاد ملی گروه های سیاسی بیشتر از پیش به هم می پرند، چه اشکالی دارد من هم یک نمونه از اتحاد ملی را برای شما نشان دهم؟باز خوش به حال خرمشهر!...که سوم خردادی هست که به یادش بیفتند...س
و در این گیر و دار...دلم می سوزد برای آبادان که اینجا هم مطلوم است...س
من مانده ام شهری که یک سال محاصره بودو اشغال نشد مقاوم تر است یا شهری که اشغال بوده؟!...قبول...اصلا در این مورد بحث نمی کنم...بچه های خرمشهر تعدادشان کم بود و با دست خالی چهل روز مقاومت کردند...ولی وقتی آبادان محاصره بود...زندگی درون آن جریان داشت...س
آبادان مظلوم من...حتی سالروز شکست حصر ش را هم کسی این گونه یاد نمی کند...هر چه باشد آخرین روز هفته ی دفاع مقدس است و همه در این هفته خسته شده اند و روز آخری را باید استراحت کنند!س
خرمشهر نسبت به تصویری که بعد از فتح از آن گرفته شده و با خاک یکسان شده...بسیار ساخته شده است...ولی آن قدر ویرانی و محرومیت هنوز هست که بتوانم با لفظ طلبکاران ه درباره اش صحبت کنم...س
اگر به نسبت هم بخواهیم صحبت کنیم...اگر آن قدری که خرمشهر ساخته شد...آبادان را هم ساخته بودند مشکلی نداشتیم...مشکل اینجاست که دریغ از دستی که سر و روی شهرم کشیده شده باشد...اگر کاری هم شده باشد صدقه سر پالایشگاه است...هر چه باشد نه فقط حیات آبادان، بلکه خرمشهر هم به این پالایشگاه بسته است...پالایشگاهی که برنامه ی پردیس(آخر شب شبکه ی دو) تصاویر زمان جنگ آن را نشان می داد و در زیر نویس می نوشت: خرمشهر در روزهای آغازین جنگ!!!س
خرداد84؛ خاتمی: منطقه ی آزاد آبادان و خرمشهر به تصویب رسید
خرداد85؛ احمدی نژاد: منطقه ی آزاد عملیاتی می شود
زمستان پارسال؛ احمدی نژاد: کل شهرهای آبادان منطقه آزاد خواهند شد نه فقط بخشی از آن
چه نتیجه ای برای مردم داشت؟ هیچ!...فقط...بیخیال...شما را چه که این ها را بدانید...خودمان سر کرده ایم تا حالا بقیه اش هم خدا کریم است!...س
خدا را شکر که امروز احمدی نژاد نیامد...و گرنه...س
ولی...انتظار آمدنش را داشتند(پارچه نوشته هایی برای خوش آمد گویی در شهر گویای این مطلب بود، عکس ش در دوربین موجود است ولی حال و حوصله ی ترنسفر عکس ها را ندارم!) و شاید حال این گونه بیندیشند که بیشتر از پیش فراموش شده اند...س
حتما تابلویی را که بر روی آن نوشته شده بود" به خونین شهر خوش آمدید، جمعیت 36میلیون نفر" را به یاد دارید...فردی در همین صندلی داغ گفت من الان می گویم جمعیت خرمشهر هفتاد میلیون است...ولی...من به قول آن یارو در فیلم عروس آتش، می گویم:"هر کی همچین حرفی بزنه دهنش رو کاهگل می گیرم!"...ولی نه...ما که ملتی هستیم که خوب دروغ می گوییم...بگذار افتخار این که می تواند از بزرگترین دروغ ها باشد را هم داشته باشیم!...س
امسال که به مناسبت سال اتحاد ملی گروه های سیاسی بیشتر از پیش به هم می پرند، چه اشکالی دارد من هم یک نمونه از اتحاد ملی را برای شما نشان دهم؟باز خوش به حال خرمشهر!...که سوم خردادی هست که به یادش بیفتند...س
و در این گیر و دار...دلم می سوزد برای آبادان که اینجا هم مطلوم است...س
من مانده ام شهری که یک سال محاصره بودو اشغال نشد مقاوم تر است یا شهری که اشغال بوده؟!...قبول...اصلا در این مورد بحث نمی کنم...بچه های خرمشهر تعدادشان کم بود و با دست خالی چهل روز مقاومت کردند...ولی وقتی آبادان محاصره بود...زندگی درون آن جریان داشت...س
آبادان مظلوم من...حتی سالروز شکست حصر ش را هم کسی این گونه یاد نمی کند...هر چه باشد آخرین روز هفته ی دفاع مقدس است و همه در این هفته خسته شده اند و روز آخری را باید استراحت کنند!س
خرمشهر نسبت به تصویری که بعد از فتح از آن گرفته شده و با خاک یکسان شده...بسیار ساخته شده است...ولی آن قدر ویرانی و محرومیت هنوز هست که بتوانم با لفظ طلبکاران ه درباره اش صحبت کنم...س
اگر به نسبت هم بخواهیم صحبت کنیم...اگر آن قدری که خرمشهر ساخته شد...آبادان را هم ساخته بودند مشکلی نداشتیم...مشکل اینجاست که دریغ از دستی که سر و روی شهرم کشیده شده باشد...اگر کاری هم شده باشد صدقه سر پالایشگاه است...هر چه باشد نه فقط حیات آبادان، بلکه خرمشهر هم به این پالایشگاه بسته است...پالایشگاهی که برنامه ی پردیس(آخر شب شبکه ی دو) تصاویر زمان جنگ آن را نشان می داد و در زیر نویس می نوشت: خرمشهر در روزهای آغازین جنگ!!!س
حالا خرمشهر کی پالایشگاه داشته من نمی دانم...س
سی دی شکست حصر آبادان محصول مؤسسه ی فرهنگی هنری شهید آوینی را ببینید...خودتان هم که می دانید سی دی در ایران قیمتی ندارد...1500تومان...س
آبادانی مظلوم...شهروندانی مظلوم...س
سی دی شکست حصر آبادان محصول مؤسسه ی فرهنگی هنری شهید آوینی را ببینید...خودتان هم که می دانید سی دی در ایران قیمتی ندارد...1500تومان...س
آبادانی مظلوم...شهروندانی مظلوم...س
شهری که حتی دفتر حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس ندارد!!!س
شهری که حتی بعضی مسئولان برای این که...نه برای چه اش را نمی گویم...گفتند آبادان که منظقه ی جنگی نبوده!!!...یکی به من بگوید منطقه ی جنگی پس کجاست؟!...من که الان مشغول نوشتن این متن هستم حداکثر فاصله ام تا نقطه ی صفر صفر صفر مرزی 600متر است!...دروازه ی اصلی پالایشگاه که 5متر بیشتر با اروند فاصله ندارد!...حال من مانده ام منطقه ی جنگی کجاست...س
شهری که حتی بعضی مسئولان برای این که...نه برای چه اش را نمی گویم...گفتند آبادان که منظقه ی جنگی نبوده!!!...یکی به من بگوید منطقه ی جنگی پس کجاست؟!...من که الان مشغول نوشتن این متن هستم حداکثر فاصله ام تا نقطه ی صفر صفر صفر مرزی 600متر است!...دروازه ی اصلی پالایشگاه که 5متر بیشتر با اروند فاصله ندارد!...حال من مانده ام منطقه ی جنگی کجاست...س
نه...اشتباه نکن...بحث من اختلاف بین آبادان وخرمشهر نیست...ما برادریم...تو شهر برادر و پشتیبان هم بوده اند...و هستند...مشکل جای دیگری است...س
امروز با برادرم سری به خرمشهر زدیم...چند عکس نمونه ی خروار را ببینید...فکر نکنید در کوچه ها گشته ایم تا چنین مکان هایی را پیدا کنیم...نه!...چون نیازی به گشتن ندارد...وضعیت خرمشهر مثل این است که بخواهی آشغال ها را زیر فرش پنهان کنی...از خیابان منتهی به پل جدید و کنار کارون که عبور می کنی شاید کمی گول بزند...فقط کمی البته...چون حجم ویرانی آنقدر زیاد است که هیچ فرشی قادر به پنهان کردن آن نیست!...س
و باز به آبادان خودمان! که حداقل مناطقی دارد که روحی به درون این کالبد زخمی بدمد...خرمشهر خرم نیست همان گونه که آبادان آبادانی اش را از دست داده...س
من بستان و سوسنگرد و هویزه را ندیده ام...ولی...می گویند که آن جا وضعیت خیلی وخیم تر است...حدس زدنش هم مشکل نیست...آبادان و خرمشهر به واسطه ی نفت کمی دوباره سرپا ایستاده اند...ولی آنجا که نه صنعتی دارد و نه سابقه ی چشمگیری که مردم مظلومش مثل مردم آبادان و خرمشهر به آن بنازند و به یاد آن دوران دلخوش باشند...س
رشته ی کلام از دستم در رفته است...چون در حین نوشتن این مطلب دو بار به خرمشهر رفتم...یک بار صبح و یک بار بعد از ظهر...امشب مراسم(؟!) پرده برداری از بازسازی نقاشی های دیواری مسجد جامع خرمشهر هم بود...شاید پست بعدی عکس های آن را هم گذاشتم...س
----------
پ ن: عکس های گذاشته شده را از میان 101عکسی که صبح گرفتم انتخاب کردم...مشتی است نمونه ی خروار...س
امروز با برادرم سری به خرمشهر زدیم...چند عکس نمونه ی خروار را ببینید...فکر نکنید در کوچه ها گشته ایم تا چنین مکان هایی را پیدا کنیم...نه!...چون نیازی به گشتن ندارد...وضعیت خرمشهر مثل این است که بخواهی آشغال ها را زیر فرش پنهان کنی...از خیابان منتهی به پل جدید و کنار کارون که عبور می کنی شاید کمی گول بزند...فقط کمی البته...چون حجم ویرانی آنقدر زیاد است که هیچ فرشی قادر به پنهان کردن آن نیست!...س
و باز به آبادان خودمان! که حداقل مناطقی دارد که روحی به درون این کالبد زخمی بدمد...خرمشهر خرم نیست همان گونه که آبادان آبادانی اش را از دست داده...س
من بستان و سوسنگرد و هویزه را ندیده ام...ولی...می گویند که آن جا وضعیت خیلی وخیم تر است...حدس زدنش هم مشکل نیست...آبادان و خرمشهر به واسطه ی نفت کمی دوباره سرپا ایستاده اند...ولی آنجا که نه صنعتی دارد و نه سابقه ی چشمگیری که مردم مظلومش مثل مردم آبادان و خرمشهر به آن بنازند و به یاد آن دوران دلخوش باشند...س
رشته ی کلام از دستم در رفته است...چون در حین نوشتن این مطلب دو بار به خرمشهر رفتم...یک بار صبح و یک بار بعد از ظهر...امشب مراسم(؟!) پرده برداری از بازسازی نقاشی های دیواری مسجد جامع خرمشهر هم بود...شاید پست بعدی عکس های آن را هم گذاشتم...س
----------
پ ن: عکس های گذاشته شده را از میان 101عکسی که صبح گرفتم انتخاب کردم...مشتی است نمونه ی خروار...س