.::از مصدر تِنگیدن::.
چرا همیشه باید وقتی بعد مدت ها همه چی به نظرت داره خوب پیش می ره یه چیزی باید بشه که بتنگه تو همه چیز! اه
*
امروز مثلن روز جشن بود هرجا رفتم هیشکی اعصاب نداشت حال ما رو هم کردن تو قوطی!...موعد تحویل گرفتن شلوارا هم بود ولی من که می دونم مث همیشه یکی دو هفته بیشتر طول می کشه...بیخیالش شدم نرفتم طرفش
*
چم شده هی کوچولو کوچولو می نویسم؟
بلاگرولینگ که دیشب مثکه با من سرلج افتاد...ببینم امشب چه می کنه :دی
*
می دونی چرا دیگه زیاد تل نمی زنم بت؟چون همیشه همون پازل تکراری رو برا من می ذاری رو میز...چشم بسته هم بلدم حلش کنم...تو که حل نمی کنی مال منو...پازل جدید لطفا!س
همیشه یه پازل از خودت برای حل کردن داشته باش تا وقتی پازل قبلی حل شد بذاریش رو میز!...و گرنه می شی یه پازل تکراری، هر چقدر هم سخت و بزرگ باشه وقتی چندبار کنار هم چیده شد می شه یه پازل تکراری ِ آسون ِ بی مزه! که چشم بسته هم می شه کاملش کرد...س
---------
پ ن1: همه شایعات مبنی برقصد ازدواج اینجانب را از همین تریبون ِ غیر رسمی تکذیب می کنم! س
پ ن2: دوبله شده ی خیلی خطرناکه حسن رو دیدین؟:))...اگه ندیدین نبینین، ازمن گفتن بود که نبینین بعد نیاین بگین این چیزا چیه معرفی می کنیا!!! :دی