سه‌شنبه، تیر ۱۹، ۱۳۸۶

.::پیچوندن ِ ورزشی::.

...سلام
----------
امشب پدرم درومد تا یکی رو بپیچونم!...واقعا پیچوندنش سخت بود...ولی خب این که دیر پیچیده شد هم یه خوبی داشت:دی...یه تخفیف درس حسابی برام گرفت یه جا:دی...بحث بی معرفتی و اینا نیستا...خو ما اصن یه دفعه هم بیرون نرفتیم با هم و اصن تیریپ مون فرق می کنه و منم مثلا(!) قرار داشتم...اوووف!...ولی بدم نبودا فقط یه یه ساعتی دیر به قرار رسیدم:دی
ولی یه جای جدید رو کشف کردیم :->س
*
طرف هر کی رو می بینه یا اسم کسی میاد وسط کلی بد و بیراه و اینا می گه...حتی کسائی که رو به روشون کلی حال و احوال می کنه...با خودم فک می کنم پس حتما درباره منم پیش بقیه اینجوری می گه دیگه...باید دورش رو خیط بکشم! :دی
*
برا اولین بار خیاط ه فقط با دو روز تاخیر سفارش رو تحوبل داد :دی...تازه موقعی هم که رفتم گفت 2ساعت دیگه بیا...خلاصه اتفاقی عجیب بود در این صنف!(با عرض پوزش از خیاط بانو!)س
----------
هی پسر...کلت داری؟...می خوای خودکشی کنی؟-
آره-
پس تفنگ رو چرا گذاشتی اونجا؟-
زیر چونه(چانه!) ت نذار...تو دهنت هم نگیر رو به بالا!س
چرا؟-
چرا و درد!...ممکنه گلوله گیر کنه تو استخون سقف دهنت-
اون موقع خر بیار باقالی بار کن، اصن بده خودم می کشمت!س
----------
متنی خواندیم با عنوان "بچه های آخر الزمون"...که ترجمه شده از متن های آلمانی هست...به نظرم تیتر مطلب برا همش صادق نیس...بعضی هاش خیلی عام ه ولی بعضی هاش واقعا بامزه و چندتایی حتی تفکر برانگیز!...قبل از این که بخونی بگم که چیزای بی تربیتی هم داره هااا خوب به من چه دنیای کودکی ه و این سؤال ها:دی همین چیزا هم فک کنم باعث شده ف.ی.ل.ت.ر شه...حالا خدا کنه من به خاطر این لینک ه ف.ی.ل.ت.ر نشم! چون نرم افزار جدید فیلترینگ بدجور قاطه مثکه و صفحاتی که لینک های ف.ی.ل.ت.ر شده داشته باشن رو ف.ی.ل.ت.ر می کنه...ولی بخونیدش...بعضی هاش واقعا با مزه اس! :دی
----------
جام ملت های آسیا رو هم ترجیح می دم نگاه نکنم!...س
الان یه چیزی شد که اگه نگم نمی فهمین که...خیال می کنین فرت فرت نشستم نوشتم این متن رو...خب می گم گناه دارین :دی...الان یه وقفه ی حدودا 2ساعته توی نوشتن این متن بوجود اومد که از خودم معذرت می خوام چون دلیلی نداره از کس دیگه ای معذرت بخوام! :دی...رفتم بازی ضبط شده ی والیبال ایران ایتالیا رو دیدم که ایران 3-2 برد...کلی حال کردم...آخ که قیافه مربی ایتالیا چه دیدنی بود :دی...امروز هم که ژاپین رو زدیم تا ببینیم فردا(البته باید بگم امروز!) با مراکش چه می کنیم...فقط مشکلی که تیم های جوانان و نوجوانانمون دارن مشکل روحیه اس...همین جوانان پارسال پریسال به عنوان نوجوانان شرکت کرد اون موقع مشکل روحیه داشتن الانم همینطور...جلو ایتالیا هرچند دو ست اول رو باختیم ولی با یه روحیه ی عالی 3 ست بعدی رو بردیم...بازی با ژاپن ولی افت روحیه مون خیلی زیاد بود...اون ژاپنی هم 4پوان هم که عقب می افتادن یکی می گرفتن کلی حال می کردن و می خندیدن ولی ما تا یکی از دست می دادیم 5تا بعدی هم پشت بندش از دست می دادیم(پوان منفی) ولی......واقعا والیبالمون پیشرفت کرده...بزرگسالانمون که پارسال با یه بازی عالی 3-2از ایتالیا خورد ولی حتی لیاقت برد رو هم داشت...حالا هم که جوانانمون برد...چیز کمی نیس همچین تما هایی رو شکست دادن...نگاه کردنش هم لذت بخش ه :دی
والا بهتر از جام ملت های آسیاست...بشینیم بازی شنگول آباد و گسبه نگاه کنیم؟! تی وی هم که همه بازیا رو خریده و پخش می کنه بعد بازی ایران ایتالیا رو سه روز بعد ساعت25 نشون می ده...واقعا که...س
اِی اف سی تازه فهمیده چه غلطی کرده...بازی ها رو توی 4تا کشور برگزار کردن اونم 4تا کشور پرجمعیت که مثلا ورزشگاه ها پر باشه...زهی خیال باطی...تو کوآلالامپور یه نشون از بازی ها نیست...حتی نصف بیشتر مردم مالزی نمی دونن همچین بازی هایی داره برگزار می شه...هر 4کشور بازی هایی که تیم خودشون هم بوده ورزشگاه هاشون پر نشده...س
تیم ما هم تیمه خوبی ه ها ولی هیچی نمی شن! :دی...از اون فرد اول ورزش مملکت گرفته تا مربی همه گفتن انتظاری نداشته باشید...بنده خدا مهدوی کیا دیگه چی بگه؟ گفت می ریم از حیثیت فوتبالمون دفاع کنیم...[...]...این توی کروشه رو من گفتم! :دی
ترجیح می دم بازی های ایران رو هم نگاه نکنم
حیف کوپه امه ریکا که بازی هاش نصفه شبه و گرنه نگاه می کردم...نه این که بخوابما نه...اینجا تشریف دارم :دی
جدی والیبال و بسکتبال و اینا رو که نگاه می کنی خیلی لذت بخش و هیجانی تر از فوتبال ه حتی اگه ببازی بعدش یه جورائی کمتر ناراحت می شی تا فوتبال که حتی اگه ببری کلی اعصاب مصابت قاطی می شه...س
بسه دیگه زیاد غر زدم:دی
----------
آهنگ گنجشک لالا سنجاب لالا یادتون ه؟...از یه جائی چند وقت پیش دانلود کردم ولی یادم نیس کجا:دی حالا شاید بعدا گذاشتم...هر وقت گوشش می دم چقدر خاطره میاد تو ذهنم...پلاک پنج و خاطره هاش...بعضی شبا هم قبل خواب با آروم ترین ولوم ممکن گوشش می دم...نمی دونی چه آرامشی پیدا می کنم بعدش...مممممم
----------
پ ن: من اهل پیچوندن اینجوری نبودم هیچ وقت...تو حرف زدن شاید بپیچونم به تعبیری ولی اینجوری ش رو نداشتم که مجبور شدم:دی