.::کاست طلایی::.
...سلام
اون دکتره بود شبکه سه اومده بود دکتر فرهنگ...همون که سی دی آب ش هم هست...دیروز اینجا برنامه داشت...از همین تکنیک های موفقیت و اینا...جالب بود...ولی...یه جورائی با این توجیه علمی کردن نقش ایمان کمرنگ می شه...همه چیزایی که می گفت همون داشتن ایمان ه ولی از راه توجیه علمی مطرح می کرد...یکم خوشمزه بازی هم می کرد و بعضی ها هم انگار داشتن کمدی میدیدن تا این یه کلام می گفت هرهرهر می خندیدن...س
یه بنده خدایی به من تاریخ و ساعتش رو گفت...منم به همه گفتم پنجشنبه ساعت 4:30...حالا نگو گفته بوده چارشنبه ساعت 5:30...حالا هم گروهی خواهان کندن پوست و خفه کردن من هستن :دی
کلی از چیزایی که می گفت رو من خودم بهشون رسیده بودم...این که هرچیزی گوش ندم و نبینم و استفاده نکنم و اینا...مثلا همین شعرهای سیاه که خیلی زیاد شده و ...س
تازه یه چیز دیگه هم که بش رسیدم و این نگفت...اینه که اطلاعات طبقه بندی نشده به ذهنم راه ندم!...این خیلی می تونه باعث کاهش خیلی از فشار فکری ذهنی باشه...چون کلی از توان ذهن گرفته می شه برا طبقه بندی اینا...که اگه بخواد هرکدوم رو یکمم سک سنگین کنه خودش کلی درگیری ذهنی ایجاد می کنه
مثبت بیاندیشم! مثبت فکر کنیم(با قبلی فرق داره:دی)! مثبت زندگی کنیم...ولی...اگر ستون اصلی ایمان نباشه به نظرم سست می شه همه چی...هر چیزی که می بینیم احساس بد و ناامید و خلاصه منفی ایجاد می کنه رو از خودمون دور کنیم...س
اگه خواستین تماس بگیرین ببینم می تونم تو برنامه هام جور کنم یه وقت برا شما بذارم کنار:-پی...هزینه ی رفت و برگشت و اینا هم با میزبان ه:دی
----------
به صورت پراکنده هم فوتبال رو دیدم یکم...می خوام پیشنهاد بدم به عنوان یه برنامه طنز این رو هی پخش کنن...من می خندیدم این دفعه برعکس اکثرمواقع که بازی تیم ملی رو می دیدم...که چقدر اینا باحالن...از همه باحال تر یکی از فیلم بردارهای مالزی که فقط دوربینش روی رودباریان بود و این تکون می خورد نشونش می داد:دی...حرکت تمرین شده ی تیم ملی رو هم در اولین گل که برا ازبک ها به ثمر رسید دیدیم! :دی
هرچند تیم 2004به نظرم قهرمانی حقش بود و آخر تیم رو داشتیم ولی این تیم هم کم بازیکن نداره...یه جورایی اکثرا لژیونر هستن...ولی زیاد امیدی نیس با این جناب قلعه نویی که تا آخر بازی هم این عنایتی لک لک رو تعویض نکرد...حیف مهدوی کیا تو این تیم...علی کریمی هم کریمی2004نیست...اون به فکر اینه که دو سه سال دیگه تو امارات پول جمع کنه بیاد برج بسازه...هرچی فک می کنم همه ی تیم حتی مدافع ها یه جورائی مهاجم هستن...ولی مشکل جای دیگه اس...امسال که دیگه علی دائی نیس بگن علی دائی شکاف انداخته تو تیم...فک نکم مث جام2000لبنان هم اونقدر ولو باشن که برن ساحل و دیسکو و بعد از فرط خستگی دیشبش(!) روی زمین سینه خیز برن فقط...هرچند استرالیا اضاف شده...ولی...روی کاغذ خیلی قوی هستیم امسال...جوری که شاید حریفمون فقط استرالیا باشه...چون کره جنوبی که 3-4تا مصدوم داره از جمله پارک جی سونگ...ژاپن هم در افت شدیدی ه نسبت به سال های قبل و کاملا از بازی اولش محسوس بود...عربستان هم که خیلی وقته اون غول نیست...ولی...توی زمین ما می شیم همه ی اینایی که درباره بقیه گفتم...چراشون دندشون نرم هی هرسال یه مربی عوض نکنن و ابن قلعه نویی هم نباشه ترجیحا!!!...ولی یک شنبه جلو چین ببینم بازم می خندوننمون یا نه:دی
----------
تی وی چندتا جهانگرد دوچرخه سوار رو که توی ایران بودن رو نشون می داد...یعنی کلا با هم نبودن و تو راه به هم خورده بودن و آشنا شده بودن...خلاصه...یکیشون ژاپنی بود...می گفت دیپلم که گرفتم 2سال کار کردم بعد سفر رو شروع کردم...تقریبا دو سه سال با همون پول سفر می کنه تا می رسه نیویورک اونجا هم یه سال تو یه رستوران غذای ژاپنی می پزه پول جمع می کنه که با اون پول دو سال تا الان سفر کرده...می گم چه جوریه تو ایران ملت جون بکنن خرج روزشون درمیاد ولی این طرف با یکی دو سال کار خرج 5سال سفرش رو درآورده و نگین همش با دوچرخه بوده خیلی جاها با هواپیما جا به جا شده که اون با قیمت بلیط های اون ور خیلی زیاد می شه...نمی دونم ما جالبیم یا اینا! :دی
----------
همه اینا رو(بالایی ها و پ ن) ظهر نوشتم ولی بهم نچسبید پابلیش نکردم شاید یه چیزی تا شب بش اضاف کنم...می خواستم بیام پابلیش کنم که بحث نوارهای قدیمیمون شد و افسوس می خوردیم که یکیش گم شده...بهترینش...نواری که صدای همه مون بعد مهدکودک توش ضبط شده...جاهایی صدای نوزادی من هم هست :دی...حالا توضیحاتش رو نصفه شبی حوصله ندارم بنویسم و قبلا توی یکی از پست ها گفتم و الان هم به دلیل باز نشدن چشم ها حوصله ندارم دنبال لینکش بگردم!...خلاصه...از 11:30 بود تا حالا داشتیم اینا رو گوش می کردیم...قدری از پیدا شدن این نوار خوشحال شدم که حد نداره...کولاکه کولاک...تا قبل از این که پیداش کنیم داشتیم چیزایی از نوار که یادمون بود رو می گفتیم و می خندیدیم و شاید هم می سوختیم که چرا گم شد...یه دفعه پا شدیم گشتیم دنبال یه نوار دیگه که این پیدا شد...خوشحال می باشیم! :دی
----------
پ ن1: طلایی بودن کاست ربطی به رنگش نداره :چون نوار ِ سبزه! :دی
پ ن2(بی ربط ِ بدون شرح): خیلی سخت بود...جدا سخت بود...و حتی ناراحت کننده...س
اون دکتره بود شبکه سه اومده بود دکتر فرهنگ...همون که سی دی آب ش هم هست...دیروز اینجا برنامه داشت...از همین تکنیک های موفقیت و اینا...جالب بود...ولی...یه جورائی با این توجیه علمی کردن نقش ایمان کمرنگ می شه...همه چیزایی که می گفت همون داشتن ایمان ه ولی از راه توجیه علمی مطرح می کرد...یکم خوشمزه بازی هم می کرد و بعضی ها هم انگار داشتن کمدی میدیدن تا این یه کلام می گفت هرهرهر می خندیدن...س
یه بنده خدایی به من تاریخ و ساعتش رو گفت...منم به همه گفتم پنجشنبه ساعت 4:30...حالا نگو گفته بوده چارشنبه ساعت 5:30...حالا هم گروهی خواهان کندن پوست و خفه کردن من هستن :دی
کلی از چیزایی که می گفت رو من خودم بهشون رسیده بودم...این که هرچیزی گوش ندم و نبینم و استفاده نکنم و اینا...مثلا همین شعرهای سیاه که خیلی زیاد شده و ...س
تازه یه چیز دیگه هم که بش رسیدم و این نگفت...اینه که اطلاعات طبقه بندی نشده به ذهنم راه ندم!...این خیلی می تونه باعث کاهش خیلی از فشار فکری ذهنی باشه...چون کلی از توان ذهن گرفته می شه برا طبقه بندی اینا...که اگه بخواد هرکدوم رو یکمم سک سنگین کنه خودش کلی درگیری ذهنی ایجاد می کنه
مثبت بیاندیشم! مثبت فکر کنیم(با قبلی فرق داره:دی)! مثبت زندگی کنیم...ولی...اگر ستون اصلی ایمان نباشه به نظرم سست می شه همه چی...هر چیزی که می بینیم احساس بد و ناامید و خلاصه منفی ایجاد می کنه رو از خودمون دور کنیم...س
اگه خواستین تماس بگیرین ببینم می تونم تو برنامه هام جور کنم یه وقت برا شما بذارم کنار:-پی...هزینه ی رفت و برگشت و اینا هم با میزبان ه:دی
----------
به صورت پراکنده هم فوتبال رو دیدم یکم...می خوام پیشنهاد بدم به عنوان یه برنامه طنز این رو هی پخش کنن...من می خندیدم این دفعه برعکس اکثرمواقع که بازی تیم ملی رو می دیدم...که چقدر اینا باحالن...از همه باحال تر یکی از فیلم بردارهای مالزی که فقط دوربینش روی رودباریان بود و این تکون می خورد نشونش می داد:دی...حرکت تمرین شده ی تیم ملی رو هم در اولین گل که برا ازبک ها به ثمر رسید دیدیم! :دی
هرچند تیم 2004به نظرم قهرمانی حقش بود و آخر تیم رو داشتیم ولی این تیم هم کم بازیکن نداره...یه جورایی اکثرا لژیونر هستن...ولی زیاد امیدی نیس با این جناب قلعه نویی که تا آخر بازی هم این عنایتی لک لک رو تعویض نکرد...حیف مهدوی کیا تو این تیم...علی کریمی هم کریمی2004نیست...اون به فکر اینه که دو سه سال دیگه تو امارات پول جمع کنه بیاد برج بسازه...هرچی فک می کنم همه ی تیم حتی مدافع ها یه جورائی مهاجم هستن...ولی مشکل جای دیگه اس...امسال که دیگه علی دائی نیس بگن علی دائی شکاف انداخته تو تیم...فک نکم مث جام2000لبنان هم اونقدر ولو باشن که برن ساحل و دیسکو و بعد از فرط خستگی دیشبش(!) روی زمین سینه خیز برن فقط...هرچند استرالیا اضاف شده...ولی...روی کاغذ خیلی قوی هستیم امسال...جوری که شاید حریفمون فقط استرالیا باشه...چون کره جنوبی که 3-4تا مصدوم داره از جمله پارک جی سونگ...ژاپن هم در افت شدیدی ه نسبت به سال های قبل و کاملا از بازی اولش محسوس بود...عربستان هم که خیلی وقته اون غول نیست...ولی...توی زمین ما می شیم همه ی اینایی که درباره بقیه گفتم...چراشون دندشون نرم هی هرسال یه مربی عوض نکنن و ابن قلعه نویی هم نباشه ترجیحا!!!...ولی یک شنبه جلو چین ببینم بازم می خندوننمون یا نه:دی
----------
تی وی چندتا جهانگرد دوچرخه سوار رو که توی ایران بودن رو نشون می داد...یعنی کلا با هم نبودن و تو راه به هم خورده بودن و آشنا شده بودن...خلاصه...یکیشون ژاپنی بود...می گفت دیپلم که گرفتم 2سال کار کردم بعد سفر رو شروع کردم...تقریبا دو سه سال با همون پول سفر می کنه تا می رسه نیویورک اونجا هم یه سال تو یه رستوران غذای ژاپنی می پزه پول جمع می کنه که با اون پول دو سال تا الان سفر کرده...می گم چه جوریه تو ایران ملت جون بکنن خرج روزشون درمیاد ولی این طرف با یکی دو سال کار خرج 5سال سفرش رو درآورده و نگین همش با دوچرخه بوده خیلی جاها با هواپیما جا به جا شده که اون با قیمت بلیط های اون ور خیلی زیاد می شه...نمی دونم ما جالبیم یا اینا! :دی
----------
همه اینا رو(بالایی ها و پ ن) ظهر نوشتم ولی بهم نچسبید پابلیش نکردم شاید یه چیزی تا شب بش اضاف کنم...می خواستم بیام پابلیش کنم که بحث نوارهای قدیمیمون شد و افسوس می خوردیم که یکیش گم شده...بهترینش...نواری که صدای همه مون بعد مهدکودک توش ضبط شده...جاهایی صدای نوزادی من هم هست :دی...حالا توضیحاتش رو نصفه شبی حوصله ندارم بنویسم و قبلا توی یکی از پست ها گفتم و الان هم به دلیل باز نشدن چشم ها حوصله ندارم دنبال لینکش بگردم!...خلاصه...از 11:30 بود تا حالا داشتیم اینا رو گوش می کردیم...قدری از پیدا شدن این نوار خوشحال شدم که حد نداره...کولاکه کولاک...تا قبل از این که پیداش کنیم داشتیم چیزایی از نوار که یادمون بود رو می گفتیم و می خندیدیم و شاید هم می سوختیم که چرا گم شد...یه دفعه پا شدیم گشتیم دنبال یه نوار دیگه که این پیدا شد...خوشحال می باشیم! :دی
----------
پ ن1: طلایی بودن کاست ربطی به رنگش نداره :چون نوار ِ سبزه! :دی
پ ن2(بی ربط ِ بدون شرح): خیلی سخت بود...جدا سخت بود...و حتی ناراحت کننده...س