.::!مخمل خان::.
...سلام
می خواستم عکسی از جنگ پارسال بگذارم ولی نتونستم...نتوستم از بین این همه عکس یکی انتخاب کنم...از ویرانی ها می گذاشتم؟کدوم رو می ذاشتم که بهتر نشون بده؟...از عکس هایی که خود اسرائیلی ها گرفتن می ذاشتم؟یادگاری نوشتنشون روی گلوله ها؟ از هیمنه ی تانک هاشون؟ از صورت های رنگ شده شون؟ از زخمی ها و گریه کردن هاشون؟...از آواره ها می ذاشتم؟کدومشون رو؟اون هایی که توی مدرسه ها و سالن ها بودن یا اونایی که توی پارک بودن؟ شاید هم آواره های ساک و بقچه به دست توی جاده ها؟...از زخمی ها می ذاشتم؟کدومشون رو می ذاشتم نگین "وای حالم بد شد"؟...4-5عکس پشت سر هم رو می ذاشتم که مادر مجروح داره به پسرش آخرین حرفاش و می زنه و می میره(شهید میشه)؟ یا عکس اون بچه هایی که از بالا تا پایین از چپ تا راست صورتشون بخیه خورده؟ یا نوزادی که پایین تنش کاملا بسته اس؟ چظور عکس اون دو تا خواهر رو می ذاشتم که یکیشون صورتش کاملا داغون شده بود و اون یکی کنار تخت ش نشسته و می شه حدس زد اونی که رو تخته چه چهره ای داشته...نه...خیلی از عکس هام ابعاد اصلی هستن نه محصول سرچ و خبرگزاری های اینترتی...تو بگو کدوم رو بذارم؟...کدوم رو تا اونایی که وزوز می کنن خفه شن؟...حالا که فکر می کنم دارم به نتیجه می رسم کدوم رو انتخاب کنم...اونی که بچه های آواره توی سالنی...همه کنار هم علامت پیروزی نشون می دن...نه...نمی ذارم...حق همونی بود که شد...س
----------
والیبال سوم جهان می شه یکی از روزنامه ها بیشتر از یه ستون چیز ننوشت...وجدانن فوتبالی که افتضاح بازی می کنه اینقدر مهمه که شرق 4صفحه درباره اش بنویسه و فق و فقط یه ستون درباره والیبال باشه اونم با عکس گلف!!!س
----------
این که اعترافات اینا(جهانبگلو، استفندیاری، تاجبخش) رو پخش می کنن هیچ دلیل عاقلانه ای نمی تونه داشته باشه...اونم اعترافات این نوع آدم ها رو...حرف ها و کارهای اینا مخاطبش مردم عام نیستن که از تلوزیون پخش شه...تازه اینجوری بیشتر خودشون رو مضحکه می کنن چون مطمئنا اینا که مث یه بچه ی خوب فرت اعتراف نکردن و یه بازجویی فنی(!) شدن...جهانبگلو کلی وقت ه آزاد شده(الان اگه دوباره گرفته باشنش نمی دونم)...وقتی آزاد شده بود مستقیم رفته بود ایسنا و بین هر دو جمله اش گفته بود زندان خیلی خوب بود و رفتار خوبی داشتن و بهم می رسیدن!...بگو اگه می خوای جلو اینا رو بگیری که لازم نیس اینا رو پخش کنی...حالا که چیزی از سیستم شون دستت اومده می تونی ریشه رو بزنی...ولی اینجوری گاف دادی برادر...گاف!!! س
درباره این بنیاد سوروس(؟) که اینا باهاش در ارتباط بودن چیزی نمی دونم و نمی دونستم انقلاب های مخملی گرجستان و بقیه انقلاب های رنگی کار اینا بوده...یعنی مشخصه کار امریکاس ولی اسم بنیاد ه رو نمی دونستم...یه مستندی دیدم درباره همین انقلاب مخملی که تو گرجستان بود که کار یه گرجستانی بود...جالبیش اینجا بود که الان کل کابینه ی گرجستان حقوقشون رو از امریکا و بعضی کشورهای اروپایی می گیرن نه از خزانه ی مملکت خودشون!...این انقلاب مخملی پدرسوخته تر از انقلاب های رنگی ه...چون مخفی ه یه جورایی...ولی انقلاب های رنگی اسمش روشه...یه زنگ و مخصوصا "نارنجی" نماد انقلاب می شه...مث انقلاب نارنجی اوکراین...و یه جورایی زودتر لو می ره...س
مخملی هم تو ایران جواب نمی ده...یعنی اینا خیلی خل تشریف دارن...به صورت جالب این همه خرج می کنن ولی هنوز که هنوزه نمی فهمن چه جوری می تونن براندازی کنن مثلا...یه چیزی نوشتم پاکش کردم...شر می شد! :دی
----------
این رادیو زمانه خیلی مشکوک ه...خیلی...من موندم چرا این فیلتر نمی شه...خوبه خودشون هم گفتن پولی که می گیرن مصوبه ی مجلس هلند ه...و مطمئنا هیشکی نمیاد پول بده که مثلا فقط برا مردم یه کشور دیگه برنامه بسازه که سرگرم شن...و چیزهایی رو نرم نرم القا می کنه...یکی از ابزارهای انقلاب مخملی هم همینه...کلا من از کسایی که ایران نیستن و درباره مسائل داخلی نظر می دن خوشم نمیاد...به طرز جالبی خیلی خوشن اینا...همینایی که تو ایران حرف می زنن هرچه که بیفتن زندون و اینا صد شرف دارن به اینا...حالا باز بعضی هاشون 3-4ساله اینجا نیستن و لی اونایی که اوووووووووووهههههه دو برابر سن من ایران تشریف ندارن و یه دفعه سر و کله شون پیدا می شه و برا من قصه خوانی و سیاست نویسی و اینا می کنن اینجانب هیچ جوره تو کتم نمی ره...س
در معرفی خودشون اینجوری نوشتن که:"مخاطب اصلی زمانه، جامعهی جوان ايرانی است و همهی برنامههای اين راديو-وبسايت بر پايهی کوشش برای فهم نيازها و خواستهای ايرانيان تهيه میشود"...خو عزیز دل تو که اینجا نیستی چه می فهمی نیازها رو؟!!! جامعه ی جوان ایرانی محدود به این فضای وبلاگستان و اینا نیست...یعنی درصد کمی رو تشکیل می دن...همون مگر اینکه بخوای یه چیزی رو بفهمونی هم نه...یه چیزی رو یواش یواش بکنی تو کله ملت...نوشته هایی که درباره هموسکشوال و کلا نگاهش به مسائل جنسی رو می تونین زیر نظر داشته باشین به عنوان مثال غیر سیاسی!...س
همون خوبه بره فقط صفحه ی ایرانیان کانادا و ایرانیان هلند رو بنویسه...س
کم کم یه ساله که فعالیت می کنه...و بعد این یه سال داره نویسنده های داخلی هم پیدا می کنه...س
حالا چرا با این حجم کار، فیلتر نمی شه نمی دونم
----------
پ ن1: نشد سیاسی ننویسم! :دی
پ ن2: چند وقتی می شه مخم رو از این سیاست و اینا کشیدم کنار! :دی...چون تو این مملکت ما یا نباید چیزی بدونی و گاگول باشی...یا باید همه چی رو هز همه طرف بدونی...که برای اینجوری دونستن یه جورایی از کار و زندگی میفتی...و فرت فرت یه جور اطلاعات طبقه بندی نشده به مخ گرام می فرستی و همش در حال تجزیه تحلیل می مونی تا از کل اینا یه چیزی دربیاری که با عقل خودت جور در بیاد...چون...همه دروغ می گن! :دی...حالا هم پیش اومد دیگه :دی
می خواستم عکسی از جنگ پارسال بگذارم ولی نتونستم...نتوستم از بین این همه عکس یکی انتخاب کنم...از ویرانی ها می گذاشتم؟کدوم رو می ذاشتم که بهتر نشون بده؟...از عکس هایی که خود اسرائیلی ها گرفتن می ذاشتم؟یادگاری نوشتنشون روی گلوله ها؟ از هیمنه ی تانک هاشون؟ از صورت های رنگ شده شون؟ از زخمی ها و گریه کردن هاشون؟...از آواره ها می ذاشتم؟کدومشون رو؟اون هایی که توی مدرسه ها و سالن ها بودن یا اونایی که توی پارک بودن؟ شاید هم آواره های ساک و بقچه به دست توی جاده ها؟...از زخمی ها می ذاشتم؟کدومشون رو می ذاشتم نگین "وای حالم بد شد"؟...4-5عکس پشت سر هم رو می ذاشتم که مادر مجروح داره به پسرش آخرین حرفاش و می زنه و می میره(شهید میشه)؟ یا عکس اون بچه هایی که از بالا تا پایین از چپ تا راست صورتشون بخیه خورده؟ یا نوزادی که پایین تنش کاملا بسته اس؟ چظور عکس اون دو تا خواهر رو می ذاشتم که یکیشون صورتش کاملا داغون شده بود و اون یکی کنار تخت ش نشسته و می شه حدس زد اونی که رو تخته چه چهره ای داشته...نه...خیلی از عکس هام ابعاد اصلی هستن نه محصول سرچ و خبرگزاری های اینترتی...تو بگو کدوم رو بذارم؟...کدوم رو تا اونایی که وزوز می کنن خفه شن؟...حالا که فکر می کنم دارم به نتیجه می رسم کدوم رو انتخاب کنم...اونی که بچه های آواره توی سالنی...همه کنار هم علامت پیروزی نشون می دن...نه...نمی ذارم...حق همونی بود که شد...س
----------
والیبال سوم جهان می شه یکی از روزنامه ها بیشتر از یه ستون چیز ننوشت...وجدانن فوتبالی که افتضاح بازی می کنه اینقدر مهمه که شرق 4صفحه درباره اش بنویسه و فق و فقط یه ستون درباره والیبال باشه اونم با عکس گلف!!!س
----------
این که اعترافات اینا(جهانبگلو، استفندیاری، تاجبخش) رو پخش می کنن هیچ دلیل عاقلانه ای نمی تونه داشته باشه...اونم اعترافات این نوع آدم ها رو...حرف ها و کارهای اینا مخاطبش مردم عام نیستن که از تلوزیون پخش شه...تازه اینجوری بیشتر خودشون رو مضحکه می کنن چون مطمئنا اینا که مث یه بچه ی خوب فرت اعتراف نکردن و یه بازجویی فنی(!) شدن...جهانبگلو کلی وقت ه آزاد شده(الان اگه دوباره گرفته باشنش نمی دونم)...وقتی آزاد شده بود مستقیم رفته بود ایسنا و بین هر دو جمله اش گفته بود زندان خیلی خوب بود و رفتار خوبی داشتن و بهم می رسیدن!...بگو اگه می خوای جلو اینا رو بگیری که لازم نیس اینا رو پخش کنی...حالا که چیزی از سیستم شون دستت اومده می تونی ریشه رو بزنی...ولی اینجوری گاف دادی برادر...گاف!!! س
درباره این بنیاد سوروس(؟) که اینا باهاش در ارتباط بودن چیزی نمی دونم و نمی دونستم انقلاب های مخملی گرجستان و بقیه انقلاب های رنگی کار اینا بوده...یعنی مشخصه کار امریکاس ولی اسم بنیاد ه رو نمی دونستم...یه مستندی دیدم درباره همین انقلاب مخملی که تو گرجستان بود که کار یه گرجستانی بود...جالبیش اینجا بود که الان کل کابینه ی گرجستان حقوقشون رو از امریکا و بعضی کشورهای اروپایی می گیرن نه از خزانه ی مملکت خودشون!...این انقلاب مخملی پدرسوخته تر از انقلاب های رنگی ه...چون مخفی ه یه جورایی...ولی انقلاب های رنگی اسمش روشه...یه زنگ و مخصوصا "نارنجی" نماد انقلاب می شه...مث انقلاب نارنجی اوکراین...و یه جورایی زودتر لو می ره...س
مخملی هم تو ایران جواب نمی ده...یعنی اینا خیلی خل تشریف دارن...به صورت جالب این همه خرج می کنن ولی هنوز که هنوزه نمی فهمن چه جوری می تونن براندازی کنن مثلا...یه چیزی نوشتم پاکش کردم...شر می شد! :دی
----------
این رادیو زمانه خیلی مشکوک ه...خیلی...من موندم چرا این فیلتر نمی شه...خوبه خودشون هم گفتن پولی که می گیرن مصوبه ی مجلس هلند ه...و مطمئنا هیشکی نمیاد پول بده که مثلا فقط برا مردم یه کشور دیگه برنامه بسازه که سرگرم شن...و چیزهایی رو نرم نرم القا می کنه...یکی از ابزارهای انقلاب مخملی هم همینه...کلا من از کسایی که ایران نیستن و درباره مسائل داخلی نظر می دن خوشم نمیاد...به طرز جالبی خیلی خوشن اینا...همینایی که تو ایران حرف می زنن هرچه که بیفتن زندون و اینا صد شرف دارن به اینا...حالا باز بعضی هاشون 3-4ساله اینجا نیستن و لی اونایی که اوووووووووووهههههه دو برابر سن من ایران تشریف ندارن و یه دفعه سر و کله شون پیدا می شه و برا من قصه خوانی و سیاست نویسی و اینا می کنن اینجانب هیچ جوره تو کتم نمی ره...س
در معرفی خودشون اینجوری نوشتن که:"مخاطب اصلی زمانه، جامعهی جوان ايرانی است و همهی برنامههای اين راديو-وبسايت بر پايهی کوشش برای فهم نيازها و خواستهای ايرانيان تهيه میشود"...خو عزیز دل تو که اینجا نیستی چه می فهمی نیازها رو؟!!! جامعه ی جوان ایرانی محدود به این فضای وبلاگستان و اینا نیست...یعنی درصد کمی رو تشکیل می دن...همون مگر اینکه بخوای یه چیزی رو بفهمونی هم نه...یه چیزی رو یواش یواش بکنی تو کله ملت...نوشته هایی که درباره هموسکشوال و کلا نگاهش به مسائل جنسی رو می تونین زیر نظر داشته باشین به عنوان مثال غیر سیاسی!...س
همون خوبه بره فقط صفحه ی ایرانیان کانادا و ایرانیان هلند رو بنویسه...س
کم کم یه ساله که فعالیت می کنه...و بعد این یه سال داره نویسنده های داخلی هم پیدا می کنه...س
حالا چرا با این حجم کار، فیلتر نمی شه نمی دونم
----------
پ ن1: نشد سیاسی ننویسم! :دی
پ ن2: چند وقتی می شه مخم رو از این سیاست و اینا کشیدم کنار! :دی...چون تو این مملکت ما یا نباید چیزی بدونی و گاگول باشی...یا باید همه چی رو هز همه طرف بدونی...که برای اینجوری دونستن یه جورایی از کار و زندگی میفتی...و فرت فرت یه جور اطلاعات طبقه بندی نشده به مخ گرام می فرستی و همش در حال تجزیه تحلیل می مونی تا از کل اینا یه چیزی دربیاری که با عقل خودت جور در بیاد...چون...همه دروغ می گن! :دی...حالا هم پیش اومد دیگه :دی