شنبه، مرداد ۲۰، ۱۳۸۶

.::20-31::.

...سلام
---------
امشب در عملی وحشتناک...تمام فون بوک م پاک شد! :دی :(( یه سری شماره ها رو ممد بهم داد...ولی بقیه اش رو باید بشینم دوباره وارد کنم :(( چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار!...حالا به ربطش زیاد گیر ندین...س
*
نه وژدانن مث که اکثرا نگرفتن موضوع شعر قبل رو...در ضمن...این سنگ قبر کادوی روز تولدت اسم کتاب ه...آقا هیچی بیخی...س
*
امروز 4141روز و سالگرد تاسیس شبکه ی ناز و خوشتیپ و باکلاس و خلاصه توپ 4می باشد! که همزمان با عید مبعث هم هست...راستی عیدتون مبارک! :دی...و بازم سالگرد کسوف20مرداد78 هم هست...بقیه شبکه های صدا و سیما هم یکم فقط یکم از خوشتیپی شبکه4 یاد بگیرن هیچی ازشون کم نمی شه به خدا!!!س
*
ما نیز رفتنی شدیم
امشب می ریم شیراز...یه هفته بعد هم می ریم مشهد اگه همه چی خوب پیش بره...چون یه جورایی زورکی جور شد مشهد...بلیط آبادان مشهد که نبود...شیراز مشهد هم که همون هواپیمای آبادان ه هم گیرمون نیومد...حالا اول می ریم تهران و از اونجا به مشهد و بلعکس به آبادان...اوضاعی داریم این دفعه...ولی اگه همه چی خوب پیش بره و کنسلی ها که این روزها به اوج خودش رسیده حالمون رو نگیره...امام رضا حالی داده درست حسابی!...مخصوصا به من!...در عرض 14ماه این می شه سومین سفر مشهد...کلا اگه این دفعه هم جور شه چی می شه! :دی
جای شما خالی! :دی
----------
دوباره شنبه شد؛ شروع هفت روز دلهره؛ شروع هفت روز اضطراب
«V» شروع درس های منجمد که
نماد سرعت است و
نمادی است از شتاب «a»

شروع راه خانه تا مقصد همیشگی و شب که شد درست عکس این مسیر
شروع صبح، ظهر، شب، بِخَر، بخور، بپاش، بعد هم بُرو بِغلت توی رختخواب

شروع روز مرِّگیِّ گربه های خانگی و سطل آشغال های روز قبل
شروع کارِ پارک ها و عدّه ای حشیشی و چهار پنج بچّه و یکی دو تاب

شروع عشق های لحظه ای و طرز زندگی فقط برای یک غریزه وُ...همین!س
لباس ها و کفش های هر چه مُد شده، قیافه های تازه و مُدل جدید و باب

شروع من فقط یکی دو روز با تواَم،، بعد می روم سراغ سوژه ای جدید
تو هم بُرو مزاحمم نشو، سؤال هم نکن، که من به هیچ یک نمی دهم جواب

شروع جمله های پوچ و بی دلیل، جمله های از سرِ زبان، نَه از صمیم قلب
س(نَه، زندگی بدون تو برای من جهنّم است و پُر شده است از شکنجه و عذاب)س

شروع جمله های باد هر طرف می وزید(هفته ای: رفیقتم، وَ هفته ای:س
نَه، من نمی شناسمت...، چرا سراغ دیگران نمی روی وُ...، روی من نکن حساب)س

شروع دست من نبود، خود به خود خراب شد، وَ یا که شانس هم به ما نیامده
شروع اشتباه ها و چند دسته گل که می شود به یک بهانه دادشان به آب

***

شروع روزنامه های ضدِّ هم (فلان وزیر این چنین و آن چنان، جناحمان،س
جناحشان و تیترهای آن چنانی و برای جلب ابن جناب و آن یکی جناب)س

شروع فقر عدّه ای کثیر و ثروت کلان برای عدّه ای قلیل، بی دلیل!س
یکی برای شام می خورَد کباب و آن یکی از آه و دود، سینه اش شده کباب

و شنبه و نماز و مسجد و همین شناسنامه هایمان که مدرکند مؤمنیم
و شنبه و عبادت و قبول بندگی، ولی به عشق حوری و بهانه ی ثواب

شروع شاعرانِ مثل من کلیشه ای و همچنین دچار مشکلات ریشه ای
س(غزل: بدون قافیه، بدون بیتِ ناب، یا سپیدهای بی حساب و بی کتاب)س

***

وَ شنبه، شنبه، شنبه، شنبه های مثل هم، که آن شبیه این و این درست مثل آن
شروع هفت روزِ نحس، هفت روز، ترس و دلهره، شروع هفت روز، اضطراب

مهدی زارعی
----------
پ ن1: کتوکونازول هم دیگه چاره نمی کنه، برگشتم باید برم دکتر...س
پ ن2: یه 10-12روزی نیستم...خلاصه حلال کنین...یه کوچولو هم دعا کنین چیزی بهم نخوره تا منم اونجا دعاتون کنم! :دی
پ ن3: ملت می رن سفر مخشون هوا بخوره...ولی من فقط تو اون 3-4روز آخر مشهر این مخم می تونه هوا بخوره اونم چه هوابب و رها شه...اون یه هفته اول که بیشتر می ره تو قوطی!...س
پ ن4: قول می دم برگشتم لینک ها رو درست کنم و از خجالت اونایی که لینک کردن در بیام! :دی
پ ن5: قراره گفتار درمانی رو شروع کنم...البته نه اون نوع گفتار درمانی که احتمالا الان فرت اومده تو ذهنت...یه جور دیگه اس...بعدا توضیح می دهیمممم! :دی
پ ن6(خصوصی): 20-30روز...ثابت می شه...تا ببینیم چند مرده حلاجیم!...س